تبليغاتX
پروانه ها می نویسند
            صفحه نخست            ایمیل مدیر
پروانه ها می نویسند

 

 

                      محمد(ص) زنده وجاوید خواهد ماند

 

             نور جلال الهی وخورشید درخشان جمال محمدی ، همچنان بر آیینه دلها می تابد

 

وجهان را به نور خویش منور می سازد . شب پرده های کور چشمِ کور باطن که از نور ناب

 

گریزان اند . لحظاتی خود را می نمایانند ونور را سرزنش می کنند .آنگاه به دیار نیستی فرو

 

می روند .

 

         ننگ ونفرین ابدی باد برآنانکه با توهین به پیامبر رحمت ، مبشّر اخوت ، رسول محبت

 

ومنادی وحدت ، می خواهند نور خدا را خاموش نمایند . زهی خیال باطل !

 

« می خواهند نور خدا را با دهانهایشان خاموش نمایند وخداوند نور خویش را به تمامی

 

ظاهر گرداند ، اگر چه مشرکان خوش ندارند .» ( توبه / 33)

 

         محمد (ص) زنده وجاوید خواهد ماند ؛ محمد(ص) تا ابد تابنده چون خورشید

 

خواهد ماند. 

 

جهانی نیک می داند که نامی همچو نام پاک پیغمبر مویّد نیست ومردی زیر این سبز آسمان

 

همتای احمد نیست .

 

  ادامه مطالب بعد از خواند دوحدیث گهربار از پیامبر گرامی اسلام

نوشته شده توسط z.j در سه شنبه دوازدهم دی 1385
 لينك مطلب      

جوان و فراگيرى دين

 

رسول الله صلّى الله عليه و آله

لَو اُتِيتُ بِشابٍّ مِن شَبابِ الشِّيعَةِ لا يَتَفَقَّهَ (في الدِّينِ) لَأَدَّيتُهُ .

اگر جوانى از جوانان شيعه را نزد من بياورند كه علم (دين) نمى آموزد ، او را ادب مى كنم .

المحاسن : 1 / 357 / 760 .

خدا ترسى

 

رسول الله صلّى الله عليه و آله

خَفِ اللهَ كَأَنَّكَ تَراهُ فَإِن كُنتَ لا تَراهُ فَإِنَّهُ يَراكَ .

از خداوند چنان بترس كه گويى او را مى بينى .

پس اگر تو او را نمى بينى بى گمان او تو را مى بيند .

ميزان الحكمة: 1/825/5193، بحارالأنوار: 70/386/48.

نوشته شده توسط z.j در یکشنبه دهم دی 1385
 لينك مطلب      

 

آيين پيامبر اسلام قبل از بعثت

 

 

 

بحث آيين نياكان پيامبر اسلام (ص) ما را به وضع بيت هاشمى و ايمان اصيل سران و بزرگان آن هدايت مى‏كند و اين جريان مى‏تواند روشنگر ايمان خود پيامبر پيش از بعثت باشد، زيرا خانواده‏اى كه در آن درخت توحيد بارور گردد، و بزرگان آن از آئين فطرت، و توحيد ابراهيمى پيروى كنند، طبعاً مفخره آل نيز ازنخستين روزها بر همين مسير خواهد بود البته اين يك استنباط شخصى است و دلائل محكم و استوار تاريخى آن را به روشنى تأييد مى‏كند اينك دلائل ايمان پيامبر اسلام (ص) قبل از بعثت:


1- پيامبر گرامى پنج سال از دوران كودكى خود را، در صحرا در ميان قبيله «بنى سعد» گذراند، دايه او حليمه مى‏گويد: محمد سه ساله بود كه به من گفت چرا برادران خود را در روز نمى‏بينم؟ گفتم: آنهاروزها گوسفندان را براى چرا به خارج از آبادى مى‏برند، گفت: من نيز با آنان بيرون مى‏روم گفتم. دوست دارى بيرون بروى؟گفت آرى، فرداى آن روز به هنگام خروج فرزندانم، سرمه در چشمان «محمد» كشيدم، مقدارى روغن بر موى او ماليدم و براى حفظ از گزند در گردن او نخى انداختم كه در آن مهره يمانى بود، او وقتى به اينكار متوجه شد، فوراً به من گفت نه مادر، آرام باش با من كسى هست كه مرا از گزند حفظ مى‏كند. 1


يك چنين سخنى بزرگ از كودكى كه سه سال از عمر او نگذشت است نشانه آنست كه او مربى غيبى دارد كه پيوسته او را با معارف الهى و مكارم اخلاق آشنا مى‏سازد او سخنى را گفت كه بزرگان آن روز از درك آن عاجز بوده و پيوسته در پناه سنگ و گل زندگى مى‏كردند.


2- ابن سعد در طبقات خود نقل مى‏كند در سفرى كه پيامبر (ص) همراه عموى خود به شام رفت، در نيمه راه راهبى به نام «بحيرا» او را ديد و علائم نبوت را در او دريافت، سپس رو به او كرده گفت: تو را به تنهائى به نام «لات و عزى» سوگند مى‏دهم آنچه از تو مى‏پرسم پاسخ بگو، پيامبر پيش از پرسش او به وى گفت: منفورترين چيزها نزد من همين دو بت است كه تو به آن سوگند ياد كردى، در اين موقع «راهب» شيوه سوگند را دگرگون كرد و گفت ترا به خدا سوگند مى‏دهم، از آنچه مى‏پرسم پاسخ بده پيامبر فرمود: هر چه كه مى‏خواهى بپرس. 2

 


 3- باز ابن سعد در طبقات خود مى‏نويسد: روزگارى كه محمد، اداره امور بازرگانى خديجه را پذيرفت و قرار شد كه با اموال او بازرگانى كند«ميسره» غلام خود را ملازم خدمت پيامبر ساخت، وى نقل مى‏كند روزى در شام ميان «محمد» و بازرگان شامى درباره كلائى اختلافى رخ داد بازرگان شامى به «محمد» گفت براى صدق گفتار خود به «لات و عزى» سوگند ياد كن. پيامبر در پاسخ او گفت من هرگز به اين دو سوگند ياد نكرده‏ام تو نيز از اين دو اعراض بنما در اين موقع بارزگان شامى به تصديق پيامبر برخاست و گفت: حق با تو است، آنگاه به «ميسره» گفت: به خدا سوگند، اين مرد پيامبر است. 3

 


4- روشن‏ترين گواه بر ايمان و توحيد او اين است كه در مدت چهل سالى كه پيامبر در ميان مردم زندگى كرد، هرگز ديده نشد كه يك بار بر بتى سجده كند، و يا از خط توحيد كنار برود، بلكه ساليان درازى پيش از بعثت به «غار حرا» مى‏رفت و در آنجا به اعتكاف و عبادت خدا مى‏پرداخت و در همين حالت بود كه امين وحى آمد و او را به نبوت و رسالت بشارت داد.

 


5- اميرمؤمنان (ع) در خطبه «قاصعه» يادآور مى‏شود كه پيامبر گرامى از لحظه‏اى كه از شير گرفته شد، تحت زعامت بزرگ‏ترين فرشته خداوند متعال قرار گرفت كه هدايت و تعليم او را بر عهده داشت چنانكه مى‏فرمايد:


«و لقد قرن الله من لدن ان كان فطيما اعظم تلك من ملائكته يسلك به طريق المكارم و محاسن اخلاق العالم ليله و نهاره 4».


«از روزى كه پيامبر از شير گرفته شد (دو سال خود را به پايان رسانيد) خدا او را با بزرگ‏ترين فرشته همراه ساخت، تا همراه او طرق مكارم اخلاق را بپيمايد، و محاسن اخلاق را بياموزد».


فردى كه تحت تربيت چنين فرشته بزرگ قرار گيرد، و پيوسته با او همراه باشد نه تنها از خط توحيد كنار نمى‏رود، بلكه از گناه و خطأ و جرم و اشتباه به دور مى‏ماند و از هر لغزش عمدى و سهوى مصون و محفوظ خواهد بود.

 

   ادامه مطالب بعد از خواندن یک شعر زیبا در رابطه با پیامبر گرامی اسلام

نوشته شده توسط z.j در یکشنبه دهم دی 1385
 لينك مطلب      

 

 

بهار محمد(ص)

 

گل نكند جلوه در جوار محمد رونق گل مى‏برد، عذار محمد


                     گل شود افسرده از خزان، وليكن نيست‏خزان از پى بهار محمد


سايه ندارد ولى تمام خلايق سايه نشينند در جوار محمد


                      سايه ندارد ولى به عالم امكان سايه فكنده است اقتدار محمد


سايه نمى‏ماند از فروغ جمالش هاله نور است در كنار محمد


                     شمس رخش همجوار زلف سيه‏فام آيت و الليل و النهار محمد


تا كه بماند اثر زنكهت مويش خاك حسين است‏يادگار محمد


                      تربت‏خوشبوى كربلاى معلاست يك اثر از موى مشگبار محمد


رايت فتحش به اهتزاز درآمد دست‏خدا بود چون كه يار محمد


               من چه بگويم [حسان] به مدح و ثنايش بس بودش مدح كردگار محمد

                                            

                                                   حسان


نوشته شده توسط z.j در یکشنبه دهم دی 1385
 لينك مطلب      

 

 

آيا پيامبر يكى از شرائع پيشين را پيروى مى‏كرد؟

 

 

گروهى اين نظريه را برگزيده و مى‏گويند كه او به حكم اينكه اعمال حج و عمره را به جا مى‏آورد، و از ميته اجتناب مى‏ورزيد و از مُزكّى‏ استفاده مى‏نمود طبعاً از يكى از شرائع پيشين پيروى مى‏كرده. 8


ولى اعمال يادشده ايشان همان طور كه مى‏تواند از روى عمل به شرائع پيشين صورت پذيرد، مى‏تواند از طريق ديگر نيز انجام گيرد و به اصطلاح دليل اعم از مدعى است .


از طرف ديگر عمل به يكى از شرائع پيشين اشكالاتى دارد كه برخى را را يادآورمى‏شويم:


الف: جواز عمل بر شرائع پيشين، فرع اين است كه آن شرائع، جهانى بوده و به منطقه و گروهى مخصوص نباشد، و اثبات عمومى دعوت آنان كار آسانى هم نيست.در كتاب «مفاهيم القرآن» به طور مستدل و گسترده  به این مطلب اشاره شده است  9.


ب: عمل به شرائع پيشين، در گروه آگهى از احكام آنها است اكنون بايد ديد كه پيامبر (ص) از چه راهى ازآنها آگاه شده است در اين جا دو احتمال وجود دارد كه هر دو را يادآور مى‏شويم:


1- از طريق معاشرت و آميزش با اهل كتاب، از احكام و شرائع پيشين آگاه گردد. اين راه به كلى مسدود بود، زيرا او در طول زندگى با چنين گروهها معاشرت نداشته بالاخص در مكه، احبار و راهبان وجود نداشته‏اند كه از آنها، احكام و شرائع پيشين را بياموزد.
گذشته از اين، خصوص حضرت مسيح، شريعت گسترده‏اى نداشته، بلكه براى حل اختلافات يهود، و براى تحليل برخى از محرمات بنى اسرائيل مبعوث شده بود وحى الهى بر اين مطلب گواه است چنانكه مى‏فرمايد:


«و مصداقا لما بين يدى من التوراة ولا حل لكم بعض الذى حرم عليكم و جئتكم باية من ربكم فاتقوا الله و اطيعون» 10.


«تصديق كننده توارتم كه پيش از من فرود آمده، و تحليل كننده برخى از امورى هستم كه بر شما مردم حرام شده است. و با آيتى به سوى شما آمده‏ام از مخالفت خدا بپرهيزيد و مرا اطاعت نمائيد».
در اين جا مطلب سومى نيز وجود دارد و آن اينكه از نظر روايات، رسول گرامى بالاترين و برترين انسانها است پس پيروى «فاضل از مفضول» با موازين عقل سازگار نيست .


2- پيامبر از طريق وحى از احكام پيشينيان آگاه مى‏شد، و بر طبق آنها عمل مى‏كرد. اگر اين طريق را بپذيريم هرگز ثابت نمى‏شود كه پيامبر تابع و پيرو پيامبران پيشين بوده است تنها چيزى كه از آن مى‏توان نتيجه گرفت اين است كه او بر احكامى كه در شرائع پيشين وجود داشته است و از طريق وحى و يا الهام به او مى‏رسيد، عمل مى‏كرد و به يك نظر بسان پيامبرانى بود كه با داشتن خصيصه نبوت، بر احكام تورات عمل مى‏نمودند .همچنانكه مى‏فرمايد:
«انا انزلنا التوراة فيها هدى و نور يحكم بها النبيون الذين اسلموا للذين هادوا» 11.

 

«ما تورات را فرو فرستاديم در آن هدايت و نور است و از روى آن پيامبرانى داورى مى‏كنند».


اگر راهنماى او الهام و با نزول وحى باشد، در اين صورت بايد گفت: بر يافته‏هاى غيبى خود عمل مى‏كرد، چيزى كه هست يافته‏هاى او مطابق يكى از شرائع پيشين بوده است و اين همان نظريه سوم است كه هم اكنون يادآور مى‏شويم:

 

         ادامه مطالب بعد از خواندن دوحدیث گهربار از پیامبر(ص)

 

 

نوشته شده توسط z.j در یکشنبه دهم دی 1385
 لينك مطلب      

 

 

 پيامبر مطا بق الهام غيبى عمل مى‏كرد.

 

 

 

 

در اين نظريه تأكيد بر اين است كه او وظائف خود را پيش از بعثت از طريق الهام دريافت مى‏كرد و مطابق آن عمل مى‏نمود، و اين وظائف در گرو اين نبود كه حتماً موافق شريعت پيشينيان باشد، يا مطابق شريعتى باشد كه بعداً از طريق وحى الهى بر او فرود خواهد آمد
اين نظريه از دو نظريه پيش، محكم‏تر و استوارتر و سخن امير مؤمنان گواه بر صدق آن است اينك به توضيح آن مى‏پردازيم:


1- مقام نبوت بالاترين مقامى است كه به انسانى از جانب خداى بزرگ داده مى‏شود، تشرف به اين مقام، در گروه آمادگى روحى است كه در او به تدريج پديد آيد، تا در پرتو آن، بتواند فرشته را ببيند، و وحى الهى را بشنوند و با ماورا طبيعت ارتباط مستقيم پيدا كند، تحصيل چنين استعدادى، به طى مراحلى از عرفان و شناخت نياز دارد كه در زير نظر يك معلم غيبى انجام گيرد، تا دست او را گرفته، به مدارج رفيع از كمال برساند و قرآن اين حقيقت را چنين بيان مى‏كند:

«علمه شديد القوى = معلم نيرومندى به او تعليم داده است» 12.


بنابراين پيامبر گرامى پيش از بعثت بى‏نياز از معلم غيبى، و تربيتى‏هاى الهى نبوده و پيوسته مورد عنايت الهى بوده است تا به حدى برسد، كه شايسته خطاب «اقرأ باسم ربك الذى خلق» گردد و امير مؤمنان اين حقيقت را در خطبه قاصعه مطرح مى‏كنند و مى‏فرمايد:


«ولقد قرن اللّه من لدن ان كان فطيما اعظم ملك من ملائكته يسلك به طريق المكارم، و محاسن اخلاق العالم ليله و نهاره 13».

 

«از روزى كه پيامبر از شير گرفته شد خدا او را با بزرگ‏ترين فرشته قرين و همراه ساخت تا به وسيله آن فرشته راه بزرگواريها را بپيمايد، و به نيكوترين اخلاق، آراسته گردد».


2- عروة بن زبير از عائشه نقل مى‏كند نخستين مرحله وحى كه پيامبرگرامى با آن روبرو شد رؤياهاى صادق بود، آنچه را در خواب مى‏ديد بسان سپيده فجر صادق پيش مى‏آمد، سپس علاقه به تنهائى پيدا كرد و روزها را در خلوتگاه حرا مى‏گذارند سپس به سوى خانواده خود باز مى‏گشت، پس از اندى نيز به «حرا» مى‏رفت و كار خود را از سر مى‏گرفت و او پيوسته در اين حالت بود كه وحى الهى فرا رسيد و او را به مقام نبوت مفتخر ساخت. 14


3- كلينى در باب فرق ميان نبى و رسول از امام باقر نقل مى‏كند:
«نبى كسى است كه حقائق را در خواب مى‏بيند، همان طور كه ابراهيم (ع) در عالم رؤيا مشاهده كرد و همانطور كه پيامبر اسباب نبوت را پيش از وحى ديد، و به همين حالت بود كه جبرئيل او را مأمور رسالت نمود. 15

 

اين روايات و نظائر آنها حاكى است كه پيامبر گرامى پيش از بعثت، تحت تربيت فرشته‏اى بود، و حقائق را در خواب مى‏ديد، و نداها را مى‏شنيد تا اينكه آمادگى پيدا كرد با امين وحى روبرو گردد و قرآن بر او فرود آيد.او در اين فترت از زندگى، خدا را عبادت مى‏كرد، و در آثار صنع به مطالعه و تفكر مى‏پرداخت، و در همين حال به وظائف شخصى خود درباره زن و فرزند... عمل مى‏نمود و يگانه راهنماى او در اين مرحله همان اتصالات غيبى او بود كه او را در همه مراحل كمك مى‏كرد،و دستورات خدا را در اختيار او مى‏نهاد خواه مطابق شرايع پيشين باشد يا نه، يا مطابق شريعتى باشد كه بعدها بر او فرود خواهد آمد يا نه.


اين حقيقت در صورتى روشن مى‏شود كه بدانيم كه شخصيتهائى مانند حضرت يحيى و يا حضرت مسيح در دوران كودكى به مقام نبوت رسيده و با جهان غيب ارتباط و پيوندى داشته‏اند چنانكه درباره حضرت يحيى مى‏فرمايد:
«يا يحيى خذ الكتاب بقوة و ءاتيناه الحكم صبياً» 16.

 

«اى يحيى كتاب را به استوارى بگير، و در دوران كودكى به او «حكم» داديم. و درباره حضرت مسيح از او چنين نقل مى‏كند».


«انى عبدالله ءاتانى الكتاب وجعلنى نبياً» 17.

 

«من بنده خدا هستم كتاب به من داده شده و مرا پيامبر قرار داده است».


بنابراين پيامبر گرامى پيش از بعثت، مراحلى از نبوت را دارا، و اتصال و ارتباط او با جهان غيب به گونه‏اى برقرار بوده است و او در اين مرحله پيوسته در حال تكامل بوده كه در سن چهل سالگى به مقام رسالت و ابلاغ پيام خدا به مردم نايل شده است .
تا اين جا با اين قرائن و شواهد توانستيم نيم‏رخى روشن از سيماى حقيقت را ترسيم كنيم و نتائجى كه از اين بحث گسترده گرفته شد عبارتنداز:


1- پيامبر گرامى در خانوده‏اى ديده به جهان گشود كه بر اعضاء بزرگ آن، توحيد و ايمان و تقوى و عفت حكومت مى‏كرد و سران خانواده از آئين حنيف ابراهيمى دور نبوده و پيرو آن بوده‏اند.


2- پيامبر گرامى پيش از بعثت با جهان غيب به نوعى ارتباط داشته و مرحله‏اى از نبوت را دارا بوده و در چهل سالگى به مقام رسالت و تبليغ پيام خدا مبعوث گرديد.


۳- او در زندگى فردى و اجتماعى خود، به آنچه از جهان بالا تلقى مى‏كرد، عمل مى‏نمود خواه با شريعيت تطبيق بنمايد يا نه .


 

نوشته شده توسط z.j در شنبه نهم دی 1385
 لينك مطلب      


  • درباره وبلاگ
  • با رالها
    هر که خواند داخل این وبلاگ را
    ازدر رحمت بپوشان بر عیبهایش بهترین جامه
    را داخل این وبلاگ نباشد جز فرج هیچ خبری
    بارالها
    توخود کاری بکن تا کند این متنها در دلها اثری
  • نقل قول از TAKP30
  • آرشیو موضوعی
  • نویسنده
  • لوگوی سایت
  • جستجو
  • :جستجو در گوگل
     
    :جستجو در همین صفحه

     
  • آمارسایت
  • »افراد آنلاين:
    »تعداد بازديدها:
    »کاربر: Admin

  • کدهای شما
  • Design By TAKP30
  • طراحي قالب با

     
    POWERED BY
    BLOGFA.COM

    کپي برداري از مطالب وبلاگ فقط با ذکر منبع مجاز ميباشد .

    All Rights Reserved 2005-2006 © by sajedeh2367.blogfa.com