![]() با رالها هر که خواند داخل این وبلاگ را ازدر رحمت بپوشان بر عیبهایش بهترین جامه را داخل این وبلاگ نباشد جز فرج هیچ خبری بارالها توخود کاری بکن تا کند این متنها در دلها اثری
پست الکترونیک آرشیو مطالب آرشیو مطالب
مهر 1388
شهریور 1388 اسفند 1387 بهمن 1387 دی 1387 آذر 1387 آذر 1386 آبان 1386 مهر 1386 شهریور 1386 مرداد 1386 خرداد 1386 فروردین 1386 اسفند 1385 بهمن 1385 دی 1385 آرشیو موضوعی
یوسف زهرا
راز گنج پنهان دعای فرج گفتگوئی در لحظاتی ناب انتظار باید کشید اعتقادبه وجود مصلح جهانی او می آید شرط آن همت ماست اتحاد ملی وانسجام اسلامی عوامل اتحاد وعوامل اختلاف تنها عامل عزت وسیادت اتحاد است وحدت در نهج البلاغه محمد (ص) زنده وجاوید خواهد ماند آیین پیامبر اسلام قبل از بعثت پیامبر وشرایع پیشین پیامبر والهام غیبی امام حسین ونماز ظهر عاشورا کیفیت عطش و تشنگی در کربلا فلسفه عزاداری بر امام حسین(ع) انس با مام حسین (ع) در مقابل انس با دنیا عربت های عاشورا آثار و نتایج نهضت عاشورا سفارش علامه امینی بر مداومت زیارت عاشورا شهید حاج همت شهید مهدی باکری سفر به سرزمینی از جنس نور کمربندهاتان را ببندید آب به رنگ خاک راز ونیاز با معبود منطق شهید با بچه های تفحص اشعاری از امام حسین (ع) یاد کنیم شهدا را با ذکر صلوات قدس منتظر باش ما می آئیم سفر سرب شهید سید مرتضی آوینی دارا و سارا انتفاضه الاقصی دلایل جنگی یهود با فلسطین علی (ع) و نقش او در ایجاد وحدت مبادا صبرت تمام شود علت سرگردانی انسان امروز عدل و عدالت خیر در برقراری اتحاد آثار وبرکات زیارت عاشورا انفجار نور امام خمينى در كلام شهيدان امام خمينى از نگاه انديشمندان خارجى ابعاد شخصیتی امام رضا(علیه السلام) ويژه نامه رحلت پيامبراسلام ص وشهادت امام حسن ع به سوی دفاع از خریم ولایت رای می دهم جستجو
پیوندها
گل رز
مدرسه علمیه حجت(عج) موعود رئیس جمهور وقت دانلود کردن نرم افزار کارت پستال وارسال آن امام علی (ع) کجائید ای شهیدان خدائی یارم منتظره اسلام ناب 8آذر استاذنا دیار رنج مجتمع آموزش علوم اسلامی کوثر :: قالب ساز :: پیوندهای روزانه
آمار وبلاگ
افراد آنلاين:
تعداد بازديدها: RSS
|
پروانه ها می نویسند
انتفاضهالاقصى يكى از علل و پيش زمينههاى دور جديد انتفاضه، عقبنشينى رژيم صهيونيستى از جنوب لبنان مىباشد. اين عقبنشينى طلسم شكستناپذيرى اسرائيل را شكست و پيروزى حزبا... اين مسأله را ثابت كرد كه در سايه مبارزه و اتحاد مىتوان دشمن را شكست داد حتى اگر اين دشمن، دشمنى مقتدر و تا بن دندان مسلحى همچون اسرائيل باشد. 2- شكست مذاكرات كمپ ديويد دوم: 3-به تعويق انداختن اعلام كشور مستقل فلسطين: 4- سياستهاى سركوبگرانه اسرائيل: 5- ديدار شارون از مسجدالاقصى: چگونگى شروع و سير انتفاضهالاقصى با توجه به وضعيت تنشآلود پيش آمده و بنبست در مذاكرات صلح بر سر قدس، حزب تندرو ليكود به رهبرى آريل شارون دست به اقدامى بىسابقه در جهت تثبيت و به كرسى نشاندن حاكميت اسرائيلىها در منطقه \"جبل هيكل\" - مجموعه ابنيه واقع بر روى تپه مقدس كه اكنون شامل مسجدالاقصى، مسجد قبة الصخره و چند بناى ديگر مىشود - زد. وى اعلام نمود كه در تاريخ پنجشنبه 7 مهر ماه 28( 1379 سپتامبر 2000 )تصميم دارد به مناسبت فرارسيدن سال جديد عبرى وارد مسجدالاقصى - كه به عقيده صهيونيستها بر روى ويرانههاى معبد سليمان ساخته شده است - شود. وى در همين راستا از اعضاى حزب ليكود دعوت كرد تا او را همراهى كنند. اقدام به اين كار در حالى صورت گرفت كه تا پيش از آن هيچ يك از مسؤولين رژيم صهيونيستى به خود اجازه ديدار مسجدالاقصى را نداده بود. پيش از انجام اين ديدار، مجلس قانونگزارى تشكيلات خودگردان با صدور بيانيهاى در غزه، ضمن محكوم كردن تصميم رئيس حزب ليكود براى آلوده كردن مسجدالاقصى، اين تصميم را تحريكآميز خواند و اعلام كرد كه رژيم صهيونيستى را مسؤول \"پيامدهاى وخيم اقدام شارون\" مىداند. جنبش حماس نيز در همان زمان طى اعلاميهاى بيان داشت: »... اقدام شارون نشانگر اين است كه دشمن اشغالگر در هيچ شرايطى حاضر نيست از بيتالمقدس چشم بپوشد، بلكه از راه مذاكرات، زمينه را براى تصاحب دايمى قدس و بناى معبد سليمان به جاى مسجدالاقصى فراهم مىآورد.« در ادامه همين بيانيه حماس از مردم فلسطين دعوت كرد تا با حضور در مسجدالاقصى از ورود شارون جنايتكار به اين مكان مقدس جلوگيرى كنند و به هر بهايى نگذارند پاى او به صحن مقدس مسجدالاقصى برسد. علىرغم اين هشدارها، شارون روز پنجشنبه 7 مهرماه با حمايت 3 هزار پليس و سرباز وارد حرم شريف (مسجدالاقصى( شد. وى پيش از ديدارش از مسجدالاقصى، اين مسجد را يكى از مهمترين اماكن مقدس يهودى عنوان كرده و مخالفت فلسطينىها با اين ديدار را تأسفآور و ناموجه دانسته بود. وى در اظهار نظر درباره انگيزه استقرار صدها پليس و مأمور امنيتى براى حفظ جانش گفت: »اگر پليس و ارتش براى حفاظت از يك نفر اين همه نيرو مستقر كرده است براى حراست از سراسر بيتالمقدس چقدر نيرو لازم خواهد داشت؟« در همان هنگام راديو اسرائيل ضمن بر شمردن تدابير اجرا شده از سوى رژيم صهيونيستى گفت: »در چارچوب اين تدابير هزاران نظامى و پليس اسرائيلى در مراكز بازرگانى، شهرها، اماكن پر ازدحام، ايستگاههاى اتوبوس، مراكز تفريحى، و سازمانهاى دولتى مستقر شدهاند.« پس از رفتن شارون به مسجدالاقصى روزنامه فرانسوى زبان »فيگارو« ضمن مصاحبهاى از وى سؤال كرد كه چرا صرفاً براى قدرت نمايى به مناطق مقدس مسلمانان مثل مسجدالاقصى رفتيد؟ او در پاسخ گفت: »من به مسجد نرفتم بلكه بر عكس به مقدسترين اماكن يهودىها رفتم و براى رفتن به آنجا مجوز از هيچ كسى لازم نبود، چرا كه همه اين اماكن در واقع مال ماست! و من به باراك يادآورى كردم كه قدس به هيچ وجه تجزيهپذير نيست و تا ابد در دست ما خواهد ماند.« ليكن اقدام شارون به مثابه جرقهاى در انبار باروت روند به بنبست رسيده سازش بود و باعث شد تا مردم فلسطين با احساس خطر درباره تهاجم اسرائيلىها به مقدسترين ارزشهاى خود كه نمودار هويت اسلامى و عربى فلسطينىها است بار ديگر انتفاضه را به راه اندازند. در نخستين روز انتفاضه جديد، دامنه تظاهرات و درگيرىها از بيتالمقدس و اطراف مسجدالاقصى شروع شد و به ديگر شهرهاى كرانه غربى و نوار غزه مانند \"رام الله\" و \"غزه\" تسرى يافت. در اين روز حداقل 4 تن فلسطينى شهيد و دهها تن از آنها زخمى شدند. در روز شنبه 1379/7/9 راديو اسرائيل گزارش داد: در جريان درگيرىها و نبردهاى خيابانى 24 ساعت اخير، 47 نظامى اسرائيلى و همچنين 15 شهركنشين زخمى شدند. اين راديو به نقل از منابع فلسطينى گفت كه در اين درگيرىها همچنين هشت فلسطينى كشته و صدها تن ديگر زخمى شدهاند. با ادامه اوضاع ناآرام در سرزمينهاى اشغالى، فرماندهى ارتش رژيم صهيونيستى، ورود شهركنشينان و نظاميان را به مناطق خودگردان ممنوع اعلام كرد. راديو تلآويو نيز ابراز نگرانى كرد كه در صورتى كه حكومت فلسطينى تدابير لازم را نينديشد ممكن است دامنه نبردهاى خيابانى در روزهاى آينده گسترش يابد. نكته قابل ذكر آنكه از روز شنبه، سرزمينهاى اشغالى در حالت اعتصاب همگانى قرار گرفت و همه فعاليتها در اين مناطق متوقف شد. در چهارمين روز انتفاضه، دامنه آن نيز حتى بخشهايى از سرزمينهاى اشغالى 1948 - كه اشغال شده و معمولاً آرام بودند - را در بر گرفت و تعداد شهداى فلسطين از مرز 35 تن و زخمىها از 1000 تن گذشت. در اين روز صحنهاى در سطح رسانههاى تصويرى جهان به نمايش درآمد كه احساسات مردم جهان را جريحهدار كرد. جريان از اين قرار بود كه در برخوردهاى روز سهشنبه (1379/7/9)فلسطينىها و نيروهاى رژيم صهيونيستى در غزه، كودك 12 سالهاى به نام \"محمد جمال الدُرّه\" هدف گلوله سربازان اسرائيلى قرار گرفت و در آغوش پدر جان سپرد. صحنه به شهادت رساندن اين كودك و مجروح كردن پدرش كه به مدت 45 دقيقه در ميان رگبار گلولههاى سربازان اسرائيلى قرار داشتند به قدرى متأثركننده بود كه حتى كلينتون رئيس جمهور آمريكا نيز اظهار داشت: »از ديدن اين صحنه تكان خوردم.« اين واقعه عمق ددمنشى سربازان رژيم صهيونيستى و قصد آنان براى قتلعام فلسطينىها را نشان داد. در ادامه درگيرىها و تشديد آن، براى نخستين بار رژيم صهيونيستى ضمن استفاده از چرخبالهاى توپدار، اقدام به پرتاب موشكهاى ضد تانك به مراكز تشكيلات خودگردان فلسطين كرد. در اين باره راديو صداى فلسطين اعلام كرد: »در اين حمله مجتمع مسكونى در مركز پليس و چهار دستگاه خودرو هدف موشكهاى هوا به زمين چرخبال توپدار اسرائيلى در شهر غزه قرار گرفتند.« درگيرىها هر روز در انتفاضه گستردهتر شد، به نحوى كه در پايان ششمين روز، آمار شهدا و مجروحان فلسطينى به 60 شهيد و 1300 زخمى رسيد. اين تعداد در سه ماهه اول انتفاضه به حدود 400 شهيد و 14000 مجروح فلسطينى افزايش پيدا كرد. در تحولى جديد در روز پنجشنبه 21 مهر ماه 1379 چرخبالهاى توپدار اسرائيلى، حملات بىسابقه هوايى، زمينى، و دريايى به شهرهاى غزه و رامالله در كرانه غربى انجام دادند. اين حملات نشانگر عمق انتفاضه جديد و اثرات آن بود. پس از آن، \"فاروق قدومى\" رئيس بخش سياسى ساف و حكومت خودگردان اعلام كرد: »فلسطينىهاى ساكن در مناطق اشغالى به محاصره نيروهاى اسرائيلى درآمده و اين نيروها مانع ورود دارو و تجهيزات درمانى براى مجروحان حوادث اخير مىشوند.« در همان روز رويداد ديگرى نيز رخ داد. راديو اسرائيل در اين روز خبر داد كه سه نظامى اسرائيلى در رامالله در كرانه غربى رود اردن به دست تظاهركنندگان خشمگين فلسطينى كشته شدند. و يك نظامى اسرائيلى نيز به شدت زخمى شده است. پليس فلسطين پيش از به هلاكت رسيدن سه نظامى مزبور آنان را به پاسگاه پليس انتقال داد اما تظاهركنندگان فلسطينى با حمله به پاسگاه و زخمى كردن 14 پليس فلسطينى، سه سرباز مذكور را به قتل رساندند. از سوى ديگر حكومت خودگردان نيز اقدام به آزاد كردن زندانيان حماس از زندانهاى خود كرد )شايان توجه است كه حدود 120 عضو حماس توسط مقامات فلسطينى در غزه و در كرانه غربى رود اردن در بازداشت بودند) رژيم صهيونيستى نيز در واكنش به اين اقدام در راديوى اسرائيل درباره امكان حملات فلسطينىها در روز يا حتى ساعات آتى هشدار داد و اعلام كرد ارتش اسرائيل علاوه بر آمادهباش كامل، نيروهاى ذخيره را نيز به خدمت فراخوانده و همه مرخصىها را لغو كرده است. \"افرايم اسنه\" وزير جنگ اسرائيل نيز پس از انجام حملات هوايى اسرائيل عليه مواضع فلسطينىها تأكيد كرد: »نيروهاى اين رژيم براى مقابله با فلسطينىها هر كارى از دستشان برآيد انجام خواهند داد و نظير ده روز گذشته به مهاجمان حمله خواهند كرد.« در پى آن باراك نخست وزير رژيم صهيونيستى كوشيد با توسل به زور و اعمال خشونتآميز انتفاضه را متوقف كند. اما نتيجهى آن معكوس بود و انتفاضه ساز و كارهاى خود را متحول و سلاح جديد همچون خمپارهانداز را وارد صحنه كارزار كرد. سلاحى كه شهركهاى صهيونيستى را زير رگبار آتش قهر خود گرفت و به فرار انبوه شهركنشينها انجاميد. علاوه بر آن، عمليات شهادتطلبانه حتى در قلب رژيم صهيونيستى يعنى تلآويو و غيره رشد فزايندهاى يافت. در پى شكست صهيونيستها در توقف انتفاضه، باراك سرنگون شد. اين بار صهيونيستها \"آريل شارون\" را - كه او نيز وعده تأمين امنيت و توقف انتفاضه را داده بود - برگزيدند. پس از روى كار آمدن شارون نيز، عمليات جهادى و شهادتطلبانه فلسطينىها شتاب و شدت بيشترى به خود گرفت به نحوى كه - فقط طى مدت 6 ماه - جنبش حماس حدود 13 عمليات شهادتطلبانه و جهاد اسلامى نيز چندين عمليات شهادتطلبانه انجام داد. عمليات شهادتطلبانه حماس كه توسط شهيد \"سعيد حوترى\" در روز 2001/6/1 م (1380/3/11) به مورد اجرا گذاشته شد، به اوج خود رسيد و بر اثر آن و به اعتراف خود صهيونيستها 21 كشته و بيش از يكصد مجروح - كه حال بسيارى از آنها وخيم گزارش شده - بر جاى گذاشت. انتفاضه به واسطه عمليات شهادتطلبانه، خمپارهاندازها و ساخت جنگافزارهاى جديد، رعب و وحشت را در دل صهيونيستها برانگيخت و موج مهاجرت صهيونيستهاى متجاوز به فلسطين را متوقف كرد. به گونهاى كه مراكز و اداره مهاجرت يهوديان از فلسطين مملو از ارباب رجوع شد و مطبوعات(اسرائيل( به نقد و بررسى مشروعيت حضور صهيونيستى در فلسطين و آينده آن پرداختند. سير تحول در مبارزات انتفاضه احتياج پدر اختراع است، اين ضربالمثلى است كه انتفاضه نيز آن را به اثبات رساند. با توجه به استفادهى صهيونيستها از پيشرفتهترين و كشندهترين سلاحها براى سركوبى انتفاضه، مردم مسلمان فلسطين نيز براى مقابله با اقدامات سركوبگرانه به فكر استفاده از حداكثر امكانات موجود افتادند و از فلاخن گرفته تا گارىهاى بمبگذارى شده و نيز، از هر وسيلهاى براى مبارزه با نيروهاى سركوبگر صهيونيستى استفاده كردند. حجم تلفات رژيم صهيونيستى و افزايش تعداد عمليات فلسطينىها خود گواهى بر مسأله است. طى يك سال اول انتفاضه، تلفات رژيم صهيونيستى بيش از 163 كشته و صدها مجروح صهيونيست بود كه از اين ميان، فقط طى 15 عمليات شهادتطلبانه 60 صهيونيست كشته و 438 تن ديگر زخمى شدند. سير تحول در مبارزات جوانان انتفاضه را مىتوان به ترتيب زير عنوان نمود : سنگ سنگ معمولى در دست كودك و نوجوان فلسطينى به يك گلوله پر قدرت در انتفاضه تبديل شد. با نگريستن به وضعيت سربازان صهيونيست و ترس و وحشتى كه به آنان در حين سنگاندازى اين جوانان و نوجوان دست مىدهد، حجم كارايى اين تكههاى سنگ روشن شده است. سنگ ابتدايىترين سلاح در دست يك فلسطينى است، جوانان به چند گروه تقسيم مىشوند، تعدادى سنگ تهيه مىكنند، گروهى سنگهاى بزرگ را به قطعات كوچكتر تقسيم كرده، و گروهى هم آن را به سوى سربازان نژادپرست صهيونيست پرتاب مىكنند، پس از مدتى هر گروه جاى خود را به ديگرى مىدهد، تا گروه پرتاب كننده ضمن استراحت به جمعآورى سنگ بپردازد. تيركمان سنگى اين وسيله كه يكى از وسايل بازى بچههاست در انتفاضه به سلاحى استراتژيك براى جوانان انتفاضه مبدل شد و توانست بسيارى از سربازان تا بندندان مسلح صهيونيستى را راهى بيمارستان كند، حتى تعدادى از جوانان فلسطينى از \"تيله\" و گلولههاى شيشهاى استفاده مىكنند. لاستيكهاى ماشين جوانان فلسطينى از لاستيكهاى آتش گرفته براى استتار خود و نيز بهمنظور جلوگيرى از پيشروى سربازان صهيونيستى استفاده مىكنند. سلاحى است كه از ديرباز مورد استفاده قرار گرفته است و جوانان فلسطينى از آن براى مقابله با سربازان صهيونيست استفاده كردهاند. علاوه بر آن جوانان فلسطينى از شيشههاى خالى و پرتاب دوباره گاز اشكآور به طرف صهيونيستها هم استفاده كردهاند. عمليات شهادتطلبانه توازن وحشت معادلهاى است كه سلاح شهادتطلبها آن را در صحنهى فلسطين به وجود آورده است، توازنى كه شارون آن را \"وحشت اسلامى\" ناميده است. به رغم دهها پژوهش و گزارشهاى مختلف اطلاعاتى كه در مورد افرادى كه عاشق شهادت و مرگ در راه خدا هستند و بررسى راهحلهاى آن، مسؤولان امنيتى رژيم صهيونيستى علناً خود را در مبارزه با اين پديده - كه ملت فلسطين به آن معروف شد - ناتوان اعلام كردند. آنان علناً اعلام كرده كه تاكنون در مورد چگونگى جذب افراد شهادتطلب توسط جنبشهاى جهاد اسلامى و حماس سر در گم مىباشند. با گسترش انتفاضه گروههاى ديگرى نيز به جرگهى شهادتطلبان پيوستند كه از آن جمله ورود دو فدايى عضو جنبش خلق براى آزادى فلسطين به يك مركز نظامى صهيونيستى و گشودن آتش به سوى نظاميان موجود در آن بود. در اين دورهى كوتاه 164 صهيونيست به هلاكت رسيدند كه 59 تن بر اثر 12 عمليات شهادتطلبانه و 105 تن ديگر هم در نتيجهى ديگر عمليات مجاهدان كشته شدند. طبق آمار منتشر شده در مطبوعات صهيونيستى 21 صهيونيست به وسيلهى خودروهاى بمبگذارى شده، 18 تن به وسيلهى ماشين زير گرفته شده يا به ضرب چاقو از پاى در آمدند و 66 تن به ضرب گلوله به قتل رسيدند. 66 تن از صهيونيستهاى به هلاكت رسيده در مناطق اشغالى سال 1948 و 98 تن هم در مناطق اشغالى سال 1967 كه تحت كنترل رژيم صهيونيستى است كشته شدند. 51 تن از كشته شدگان، از نيروهاى نظامى و 72 تن ديگر از شهركنشينان شهركهاى يهودىنشين مناطق 1948 بودند. علاوه بر آن دهها تن از مجاهدان فلسطينى در حال گذر از مناطق امنيتى ايجاد شده بين كرانهى باخترى و مناطق تحت اشغال رژيم صهيونيستى به شهادت رسيدند. كه اغلب آنها از اهالى شهر جنين بودند. طبق آمار منتشر شده، بيش از ده تن از مجاهدان مجرى عمليات شهادتطلبانه، تحصيلات دانشگاهى داشته و يا دانشجو بودهاند. چند تن از آنها متأهل بودهاند كه از آن ميان مىتوان به شهيد على الجولانى 30 ساله اشاره نمود كه داراى سه فرزند بود. از سال 1993 تا يك سال پس از شروع انتفاضهالاقصى بيش از 100 عمليات شهادطلبانه صورت گرفته است كه اولين عمليات شهادطلبانه از آن جنبش جهاد اسلامى انجام شد. ويژگىهاى مجريان اين عمليات شجاعانه به ترتيب زير است. 47 درصد از مجاهدان داراى مدارك دانشگاهى 29 درصد داراى مدارك دبيرستانى 24 درصد تحصيلات ابتدايى 17 درصد متأهل، 83 درصد مجرد 64 درصد در مقطع سنى 18 تا 22 سال 26 درصد بين 30 تا 42 ساله حداقل 180 صهيونيست در جريان اين سلسله عمليات كشته و صدها تن ديگر زخمى شدند. اهداف اصلى عمليات نظامى مجاهدان فلسطينى در انتفاضه اكثر عمليات نظامى مجاهدان فلسطينى طى انتفاضه بر دو هدف نيروهاى نظامى رژيم اشغالگر قدس در كرانهى باخترى و نوار غزه و شهركنشينان به همراه شهركهاى صهيونيستى متمركز بود. در اين چارچوب جنبشهاى جهاد اسلامى و حماس مركز ثقل عمليات شهادتطلبانه خود را در مناطق اشغال شده سال 1948 و مراكز پر رفت و آمد و پر جمعيت موجود در عمق خاك فلسطين اشغالى متمركز كردند. روشها و تاكتيكهاى مبارزاتى مجاهدان فلسطينى در انتفاضه اين روشها شامل مسايل زير مىباشد: 2- ايجاد كمين و گشودن آتش به سوى اهداف متحرك نظامى و شهركنشينان. 3-گشودن آتش از خودروهاى متحرك به سوى اهداف صهيونيستى 4-تك تيراندازى 5-حمله به وسيلهى نارنجك 6- حمله به وسيلهى آر پى جى. 7-تلههاى انفجارى و مينهاى ضد نفربر 8-عمليات شهادتطلبانه و خودروهاى بمبگذارى شده 9- به دليل سبك و قابل حمل بودن گلولههاى خمپاره و نيز خمپارهانداز، اين سلاح كاربرد زيادى بين مجاهدان فلسطينى پيدا كرد و باعث شد تا بسيارى از شهركنشينان صهيونيست از چهارديوارى خانههاى خود خارج نشوند. رديف ،نام شهيد، تاريخ عمليات ،محل عمليات ،جزئيات تلفات و ضايعات دشمن 1- حمدى انصيو 2000/12/8 م درياى غزه ،شهيد با يك فروند قايق حاوى 120 كيلوگرم مواد منفجره TNTخود را به يك فروند قايق صهيونيستىزد و آن را كاملاً منهدم كرد. هلاكت تمامى سرنشينان قايق صهيونيستى(سربازان اسرائيلى( )دانشجوى مهندسى( ناتانيا صهيونيستى ناتانيا رژيم اسرائيل نام او را فاش نكرد. )دانشجوى مهندسى( )دانشجو( 8-جمال عبدالغنىناصر 2001/4/28م دروازهشهركصهيونيستى، شهيدبا خودروى خودكه حاوى 240 كيلوگرم مواد منفجره بود با يك اتوبوس صهيونيستى برخورد كرد و اتوبوس مزبور منهدم شد. تمامى سرنشينان اتوبوس(سرباز و شهركنشين)كشته ومجروح شدند.(دانشجو) 11-عبدالمعطى العصار 2001/5/29م سه راه التفاح ،شهيد خودروى بمبگذارى شده را در يك پست ايست و بازرسى نظامى منفجر كرد. كشته و مجروح شدن جمعى از نيروهاى صهيونيستى. 12-اسماعيل عاشور 2001/5/29م سه راه التفاح ،با نارنجك به نيروهاى صهيونيستى يورش برد و سپس آن را همراه خود منفجر كرد. كشته و مجروح شدن تعدادى ازخان يونس - غزه خان يونس نيروهاى صهيونيستى. 13-سعيد حسن حوترى 2001/6/1م كنار درياى تلآويو خود را در يك باشگاه شبانه در ميان انبوه دختران و پسران صهيونيست منفجر كرد. 21 تن كشته و بيش از يكصد تن مجروح شدند. |+| نوشته شده توسط z.j در پنجشنبه دوازدهم مهر 1386 ساعت 10:55 قبل از ظهر
چرا يهود بايد در فلسطين زندگي كنند؟ جوابهايي كه به اين سؤال داده ميشود متفاوت است. يهود ميگويند : به دليل اينكه ساكنان اصلي اين سرزمين ما هستيم و بازگشتن به وطن اصلي خود ، حقّ مسلم و طبيعي ما است . ولي قبل از هر چيز بايد از يهودي ها سؤالي كرد : اگر سكونت در فلسطين حقّ طبيعي شما است ، چرا هيچ يك از پدران و اجداد شما نامي از اين حقّ طبيعي به ميان نياوردهاند؟ چرا اين دليل پوچ و جاهلانه پس از قيام اسرائيل از زبان شما شنيده شد و حتّي قبل از صدور قطع نامه سازمان ملل متّحد ، از اين حقّ طبيعي صحبتي نبود ؟ چرا بيشتر قبيلههاي يهودي شركت كننده در كنفرانس صهيونيست ها عقيده داشتند كه اوگاندا را بايد ميهن خود قرار دهند ؟ چرا فيلسوف مشهور يهودي ، ليوپنسكر در سال 1850 ميلادي گفت : يهود بايد به شهري عقبمانده هجرت كنند و در آنجا دولتي تشكيل دهند؟ با قبول اين دليل جاهلانه يهود ، سؤال ديگري نيز بي جواب مي ماند ، چرا كه : يهود فقط 704 سال در فلسطين سكونت داشتند ، آن هم زماني كه دولت مفهومي نداشت ولي بيش از دو هزار سال از فلسطين رانده شدند ، در حالي كه قانون اسرائيل چنين مي گويد : اگر از آواره شدن شخص عربي چهار سال گذشته باشد به هيچ وجه حقّ بازگشت به وطن خود را ندارد ! سؤال اينجاست كه چگونه ممكن است ملّتي كه بيش از دو هزار سال بيرون از فلسطين بوده حق دارد با سرنيزه آن را به تصرّف خود در آورد و ساكنان آن را آواره كند؟ اين مطلب را نيز بايد به گفتههاي خود اضافه كنيم كه بنا كنندگان و وارثان اصلي پايتخت فلسطين يعني بيتالمقدس عربها بودند ، در تمام كتابهاي تاريخي نيز آمده است كه حدود سه هزار سال پيش از ميلاد يابسيها كه شاخهاي از قبيلههاي كنعاني عرب هستند، بيتالمقدس را بنا كرده و آن را يبوس ناميدند ، كنعانيها نيز آن را اورسالم (يعني شهر سالم و آرامش) ناميدند كه اين نام از ملك صادق پادشاه كنعاني ها كه شخص انسان دوستي بوده و او را ملك السلام (يعني پادشاه آرامش) ميگفتند گرفته شده است ، ولي يهود كه در تلفظ ، سين را به شين تبديل ميكنند ، آن را اورشليم نام نهادند . روماني ها نيز بيتالمقدس را هيروسليما نام نهادند ، كه نام اروپايي آن چيروسالم ميشود . هدريان امپراطور روم در سال 139 ميلادي آن را ايليا كابيتولينا نام نهاد كه تا زمان عثماني ها به اين اسم مشهور بود ولي عثماني ها آن را قدس شريف ناميدند. ديگر آنكه چند قبيله پراكنده و بياباني عبري در صحراهاي فلسطين آن هم براي مدّت بسيار كمي سكونت داشتند كه قبيلههاي بسيار بزرگي از كلدانيها ، آشوريها ، كنعانيها ، آراميها ، حثيها و ايرانيها نيز در آنجا ساكن بودند ، آيا اين حقّ طبيعي فقط براي قبيله عبري بوده و ديگر قبيلهها و نژادها مانند حيوانات انسان نما هستند و از اين حقّ طبيعي محروم ميباشند ؟! و امّا جوابهاي ديگر به اين سؤال: غير يهود در جواب اين سؤال ميگويند : به دليل اينكه ساير ملّتها از افكار شيطاني و غيرانساني يهود راحت شوند .
اين جواب نيز شباهت زيادي به جواب قبلي دارد زيرا ما به چشم خود ميبينيم كه پس از قيام اسرائيل مشكل يهود به صورتي وحشتناك تر خودنمايي كرده و اگر دنيا از آنها ناراحت تر نشده باشد هيچ گونه راحتي نيز براي آنها ايجاد نشده ، اصولا اين پراكندگي سياست يهود است . خود يهود نيز معتقدند اين نعمتي است كه خداوند به آنها عطا فرموده تا بتوانند كه از همه انسانهاي آدم نما سواري بگيرند!!! با تمام اين مسائل زمينهايي كه تاكنون اسرائيل گرفته است ، گنجايش تمام يهودي هاي دنيا را ندارد و فقط 60 درصد از يهودی های دنيا ميتوانند در آن سكونت داشته باشند ، شايد آنها بگويند : بايد شرق اوسط را نيز تخليه نمود تا همه يهوديها بتوانند در آن زندگي كنند . ولي كدام عقل چنين قضاوت ميكند؟ |+| نوشته شده توسط z.j در چهارشنبه چهارم مهر 1386 ساعت 8:49 قبل از ظهر
|