![]() با رالها هر که خواند داخل این وبلاگ را ازدر رحمت بپوشان بر عیبهایش بهترین جامه را داخل این وبلاگ نباشد جز فرج هیچ خبری بارالها توخود کاری بکن تا کند این متنها در دلها اثری
پست الکترونیک آرشیو مطالب آرشیو مطالب
مهر 1388
شهریور 1388 اسفند 1387 بهمن 1387 دی 1387 آذر 1387 آذر 1386 آبان 1386 مهر 1386 شهریور 1386 مرداد 1386 خرداد 1386 فروردین 1386 اسفند 1385 بهمن 1385 دی 1385 آرشیو موضوعی
یوسف زهرا
راز گنج پنهان دعای فرج گفتگوئی در لحظاتی ناب انتظار باید کشید اعتقادبه وجود مصلح جهانی او می آید شرط آن همت ماست اتحاد ملی وانسجام اسلامی عوامل اتحاد وعوامل اختلاف تنها عامل عزت وسیادت اتحاد است وحدت در نهج البلاغه محمد (ص) زنده وجاوید خواهد ماند آیین پیامبر اسلام قبل از بعثت پیامبر وشرایع پیشین پیامبر والهام غیبی امام حسین ونماز ظهر عاشورا کیفیت عطش و تشنگی در کربلا فلسفه عزاداری بر امام حسین(ع) انس با مام حسین (ع) در مقابل انس با دنیا عربت های عاشورا آثار و نتایج نهضت عاشورا سفارش علامه امینی بر مداومت زیارت عاشورا شهید حاج همت شهید مهدی باکری سفر به سرزمینی از جنس نور کمربندهاتان را ببندید آب به رنگ خاک راز ونیاز با معبود منطق شهید با بچه های تفحص اشعاری از امام حسین (ع) یاد کنیم شهدا را با ذکر صلوات قدس منتظر باش ما می آئیم سفر سرب شهید سید مرتضی آوینی دارا و سارا انتفاضه الاقصی دلایل جنگی یهود با فلسطین علی (ع) و نقش او در ایجاد وحدت مبادا صبرت تمام شود علت سرگردانی انسان امروز عدل و عدالت خیر در برقراری اتحاد آثار وبرکات زیارت عاشورا انفجار نور امام خمينى در كلام شهيدان امام خمينى از نگاه انديشمندان خارجى ابعاد شخصیتی امام رضا(علیه السلام) ويژه نامه رحلت پيامبراسلام ص وشهادت امام حسن ع به سوی دفاع از خریم ولایت رای می دهم جستجو
پیوندها
گل رز
مدرسه علمیه حجت(عج) موعود رئیس جمهور وقت دانلود کردن نرم افزار کارت پستال وارسال آن امام علی (ع) کجائید ای شهیدان خدائی یارم منتظره اسلام ناب 8آذر استاذنا دیار رنج مجتمع آموزش علوم اسلامی کوثر :: قالب ساز :: پیوندهای روزانه
آمار وبلاگ
افراد آنلاين:
تعداد بازديدها: RSS
|
پروانه ها می نویسند
اتحاد ملی وانسجام اسلامی
اتحاد ملي و انسجام اسلامي، موانع و راهکارها در تاريخ آمده است: کارواني از مردمان يکي از شهرهاي ايران شکايتي به نزد حاکم آوردند که دو راهزن کاروان يکصد نفري ما را غارت کرده اند ! حاکم با تعجب پرسيد: چگونه صد نفر از پس دونفر بر نيامدند؟ يکي از آنان در پاسخ گفت: آن دو نفر بودند همراه، و ما صدنفر بوديم تنها !سال 1386 به تدبير رهبر فرزانه انقلاب اسلامي به نام وحدت ملي و انسجام اسلامي نام گرفته است.اين تدبير ارزشمند به عنوان راهبرد بنيادين خاتم پيامبران در برقراري الفت ميان قلب هاي پراکنده و تشكيل حكومت اسلامي در امتداد سال پيامبر اعظم(ص) زمينه نزديك تر شدن جمهوري اسلامي و جهان اسلام را به انديشه هاي ناب نبوي فراهم مي سازد.قرآن کريم به عنوان سند افتخار دنياي اسلام وحدت و همبستگي را سرچشمه رحمت و مومنان را به صلح و اخوت فرا مي خواند. خداوند متعال در آيات گوناگوني به آن اشاره فرموده است كه از آن جمله مي توان به آيه زير اشاره نمود: "واعتصمو بحَبل الله جَميعا وَلا تفرّقوا" [1][1] همگي به ريسمان الهي چنگ بزنيد واز پراكندگي بپرهيزيد. از سوي ديگر سيره مديريتي اهل بيت (ع) نيز بر مدار اتحاد اسلامي و انسجام مسلمين استوار بوده و در اين راه از هيچ کوششي فروگذار نکرده اند . اميرالمونين علي (ع) تفرقه و اختلاف را انديشه شيطاني معرفي و مي فرمايد: ان الشيطان قد يسني لکم طرقه و يريد ان يحل دينکم عقده عقده و يعطيکم بالجماعه الفرقه و بالفرقه الفتنه[2][2] همانا شيطان راههاي خود را براي شما هموار مي کند و مي خواهد بندهاي دينتان را يکي يکي باز کند ؛ به جاي اتحاد پراکندگي آورد و از پراکندگي فتنه نصيبتان سازد . ناگفته نماند امروز نيز مسلمانان درپرتو ناديده گرفتن سفارش هاي بزرگان ديني رهسپار ناكجا آباد و سر درگمي مدرن گشته است.پيروزي انقلاب اسلامي ايران و مطرح شدن آن به عنوان پرچمدار بيداري امت ها و خاستگاه اتحاد اسلامي همگان را به بازخواني انديشه و حدت و خارج ساختن آن از قالب شعار به حوزه رفتار فراخوانده است تا در رهگذر آن ارزشهاي واقعي اسلام و كسب هويت برتردست يافتني شود. مقام معظم رهبري نيز وحدت جهان اسلام را يكي از اساسي ترين دغدغه هاي خويش بر شمرد و مي فرمايند: امروز دنياي اسلام وامت اسلامي با مصايب بزرگي مواجه است ، درست است كه بسياري از اين مصايب از درون دل خود ما مسلمانان برخاسته است ما كوتاهي و تنبلي كرديم و با خود خواهي ها و دنيا طلبي هاي خودمان را ه امت اسلامي به سوي قله تكامل انساني را نپيموديم كه بايد برگرديم بايد حركت كنيم.ايشان وحدت دنياي اسلام را نياز قطعي دانسته و مي فرمايند: دشمن مي خواهد ميان فرقه هاي اسلامي نزاع باشد.بخصوص بعد از پيروزي انقلاب اسلامي دشمن خواسته است بين ايران اسلامي و بقيه ملت ها جدايي بيندازد.نگذاريد اين وحدت خدشه دار شود. بنابراين پرچمداران واقعي اسلام ناب، بايد آتش فتنه را با تمسك به كلمه توحيد و حفظ وحدت و انسجام ملي و اسلامي خاموش نمايند. در اين رزمگاه، محورهاي زير به عنوان راهكار عملي پيشنهاد مي شود: -تشكيل جبهه واحد اسلامي در برابراستكبار
-تمسك به مشتركات و پرهيز از اختلافات =پرهيز از مسائل تفرقه افكن -پايه ريزي نمادهاي وحدت ،همچون مساله قدس،هفته حج،هفته وحدت و ... -توجيه مسلمانان براي پيش گيري از خشونت هاي فرقه اي و فرقه گرايي هاي افراطي -كنار گذاشتن سلاح هاي ناكار آمد كفر،تفسيق و ... -ارائه نسخه شفابخش محبت و مدارا در ميان امت اسلامي براي پايان بخشيدن به ستيزه هاي فرسايشي -مرز بندي ميان حق و باطل،ايمان و شرك ،فضايل و رذايل بر مبناي برائت از دشمنان -پايه ريزي مهندسي اجتماعي و فرهنگي بر مبناي گفتمان وحدت و تقريب مذاهب اسلامي -پژوهش هاي عميق براي رسيدن به رهيافت علمي منشور وحدت اسلامي -ترسيم افق هاي وحدت بر محور توحيد و نبوت و ساير مشتركات -پيگيري روش ارزشمند انديشمنداني همچون:سيد جمال الدين اسد آبادي،سيد قطب،محمد عبده،شرف الدين،مرحوم آيت الله بروجردي،شيخ شلتوت و... -هدف گيري ريشه فساد در اين جا اشاره به برخي موانع موجود در راستاي يكپارچگي امت اسلام نيز ضروري به نظر مي رسد . . تعصب قومي و تقليد کورکورانه ، . پيدايي جهل ، خرافات و بدعت ها . برداشت هاي سوء از انديشه هاي ساير مذاهب . تهمت هاي ناروا و بي اساس . پيدايي حکومت هاي خودکامه غفلت از سياست هاي استکبار و روي آوردن به اختلافات جزيي . بزرگ نمايي اختلافات در ميان گروههاي اسلامي . پيدايي گروه هايي افراطي و روي آوردن مردم به ديدگاه هاي افراطي آنان .پيش گيري از شناخت متقابل پيروان مذاهب اسلامي . افزايش خشونت هاي فرقه اي و برادرکشي در سرزمين هاي اسلامي
|+| نوشته شده توسط z.j در چهارشنبه بیست و هشتم آذر 1386 ساعت 7:50 بعد از ظهر
عوامل اتحاد و عوامل اختلاف
مطلب هشتم و نهم: عوامل اتّحاد و عوامل اختلاف. قبل از ورود در نهج البلاغه براى اين بحث بايد توضيحى عرض نمايم: احكام اجتماعى اسلام در مواردى كه دو نفر يا بيشتر با هم رابطه دارند، دستورهائى را بشكل امور وجوب و استحباب و يا حرمت و كراهت بيان فرموده است (و فرقى نمىكند كه مثلا بين همسايه با همسايه باشد يا گروهى با گروه ديگر) كه نتيجه اين دستورها اتحاد، الفت و برادرى بين آحاد مختلف مردم مىشود. در اينجا فقط فهرستوار، مقدارى از اين دستورات و آداب را ذكر ميكنم: نماز جمعه و جماعت (فكر كنيد كه چقدر در ايجاد الفت مؤثر است)، سلام كردن، مصافحه و معانقه، تبسّم، ادخال سرور (اينها با همين عنوان در صحاح اهل سنت و كتب اربعه شيعه موجود است و براى هر يك حدود ده الى بيست روايت از پيغمبر و ائمه نقل شده است)، مشاوره كردن، نصيحت، تعاون، اصلاح ذات البين، نظافت (كه 1800 روايت در كتاب اوّل و دوّم وسائل راجع به نظافت مو و دندان و ناخن و حمّام رفتن و چگونه نگهداشتن لباس داريم)، امانت، عدالت، صداقت، مواسات، ترحّم، احسان به والدين، صله رحم، مراعات حقّ همسايه و هم صحبت، نوازش ايتام، ضيافت، قضاى حوائج مؤمنين، حسن معاشرت، مطايبه و مزاح، بدرقه و استقبال مسافر رفتن، هديه و سوغات بردن، عيادت مريض، تشييع جنازه، مصيبت ديده را تسليت گفتن، كظم غيظ، زكات، انفاق، دعا كردن براى مؤمنين، پرسيدن اسم رفيقى كه تا حال نديدهايد، تأخير سفر تا سه روز بخاطر مريض شدن همسفر، چوب و سنگ را از سر راه مسلمين برداشتن و كنار گذاشتن، رفيق خود را به بهترين نام خواندن. اينها و دهها مانند آن از امورى است كه اسلام نسبت به آن امر كرده است. امّا امور منهيّه، (دقت كنيد): نهى از گمان بد، تجسّس، دروغ، غيبت (ارتباط اينها را در ايجاد اختلافمىتوانيد خودتان فكر كنيد)، تكبّر، خودخواهى، تحقير، استخفاف، شماتت، قطع رحم، عاقّ والدين، سخن چينى، خدعه، تزوير، كم فروشى، احتكار، طمع، ريا، نفاق، كينه توزى، در گوشى صحبت كردن در برابر ديگران، خلف وعده، تعصب بيجا و دهها عنوان ديگر. امّا از ديدگاه نهج البلاغه: يكى از مطالبى كه خود عامل اختلاف است، مطرح كردن مطالب اختلافى است نام بردن از اشخاصى است كه سابق بودهاند و مردهاند و حساب آنها با خداست. «خطبه شقشقيه» را در نظر آوريد. امير المؤمنين (عليه السلام) در چند جمله، متن تاريخ را بيان ميكند. گله و شكايت ميكند از كسانى كه از ابتدا نسبت به اسلام و مسلمين كم لطفى كردند. در بين سخنرانى يك نفر برمىخيزد و نامهاى بدست امير المؤمنين (عليه السلام) مىدهد. حضرت مشغول خواندن نامه شده و از سخن منصرف مىشوند. ابن عباس برخاسته تمنا ميكند كه سخن را ادامه دهيد. حضرت مىفرمايند: «شقشقة هدرت ثمّ قرّت» چند كلمه بر خلاف سبك و روش هميشگى سخن گفتم، ديگر تعقيب مكن. در باره عثمان بن عفّان، قضاوتى ميكند و حتى قاتلينش را مجرم و گناهكار ميداند و مىفرمايد: «استأثر فأساء الأثرة، و جزعتم فأسأتم الجزع و للّه حكم واقع فى المستاثر و الجازع» روز قيامتى هست كه خدا بين عثمان و قاتلين او حكم ميكند. شما بهشت و دوزخ آنها را معيّن نكنيد. در باره عايشه قضاوتى مىفرمايد و در آخر اضافه ميكند: «و لها بعد حرمتها الأولى و الحساب على اللّه» بهر حال بعد از همه حرفها، فراموش نميكنم كه او چند سالى همسر پيامبر بوده است (و بعد با كمال احترام او را فرستاد) و حسابش با خداست. شما بهشت و دوزخ او را معيّن نكنيد از اين روشنتر خطبهاى است كه حضرت در پاسخ فردى كه مىگويد: با وجود اين كه شما استحقاقتان براى خلافت بيشتر بود چرا شما را عقب زدند مىفرمايد: تو عنان زبان از كف دادهاى سؤال بيجا ميكنى، حالا وقت اين سؤال نيست وقت جنگ صفّين است، امّا چون سؤال كردى برايت مىگويم: خلافت چيزى است كه همه دوستش دارند. يك عدّه بخل ورزيدند، عدهاى سخاوت كردند، عدهاى هم گفتند نمىخواهيم، و در آخر مىفرمايد: «و الحكم للّه و المعود إليه يوم القيمة» روز قيامتى هست و تو بفكر آنجا باش. امروز سخن از جنگ صفّين است. در اين باره صحبت كن، نه موضوعى كه سى و پنج سال پيش بوده است. اين خطبه كوتاه را لازم است مراجعه نمائيد. به عقيده من اگر امروز امير المؤمنين (ع) تشريف بياورند در ميان ما، و ما از ايشان سؤال كنيم قضيه جنگ شما در صفّين چه بود، مىفرمايد: آن قضيه گذشت، خداوند در روز قيامت به حسابها رسيدگى ميكند. آنچه كه امروز مهم است، موضوع روز شما يعنى ذلّت مسلمين بعد از عزّتشان است، خيانتها و جنايتهاى عدهاى صهيونيست و اخراج مسلمين از كشورشان است، شما نشستهايد و نگاه مىكنيدشما كه بهترين منابع ثروت را داريد، بهترين مراكز سوق الجيشى مثل كانال سوئز، باب المندب، تنگه داردانل، مالاكار، هرمز و جبل الطّارق را داريد، بهترين كتاب يعنى قرآن را داريد، روح زندگى در دست شماست. چرا بايد ذليل باشيد من از آن جواب امير المؤمنين عليه السّلام اين طور مىفهمم كه به قضيّه روز خود بپردازيد. به اين فكر باشيد كه يك عده در رياض مىنشينند و كارشان اختلاف اندازى بين شيعه و سنى است. اين را كوچك نگيريد. آنها شيطان مجسّم هستند. پنجاه سال درس شيطنت سياى آمريكا را خواندهاند، و حالا مىبينند منافع آمريكا اين طور حفظ مىشود. امّا آن رحمت مجسّم خدا كه در جماران نشسته يعنى حضرت آية اللّه العظمى امام خمينى (مدّ ظلّه العالى)، بارها به اتّحاد توصيه فرمودهاند. اتّحاد بين دانشگاه و فيضيّه، بين ارگانها و نهادها، و بين همه اقشار مردم. اين مسئله را هم نبايد به سادگى از كنارش گذشت. من فكر ميكنم از زمانى كه نوجوان بوده، اوضاع تأسّف بار مسلمين را مىديده و غصّه مىخورده و بعد از هفتاد سال فكر، به اين نتيجه رسيده كه عامل عزّت مسلمين اتّحاد است. لذا مىفرمايد: «اگر اتّحاد داشته باشيد هيچ صدمه و آزارى بشما نمىرسد و آمريكا نمىتواند هيچ غلطى بكند » مطلب دهم: در مورد سيره و اخلاق على (ع) در زمان حكومت حضرت از بعد اتّحاد بين مسلمين. از آنجا كه بررسى و بحث بيشتر مىخواهد در گنجايش اين مقال نيست و نياز به فرصت ديگرى دارد. خدايا، به ما نعمتهاى بسيارى عطا كردى، از جمله رهبرى روشندل و دورنگر و بصير و اين كه طاغوتيان را از كشورمان بيرون كرديم، اكنون همان بيدارى و اتّحاد را به جميع مسلمين دنيا عطا بفرما. آمين يا ربّ العالمين سيد جواد مصطفوي ادامه دارد.. |+| نوشته شده توسط z.j در پنجشنبه بیست و دوم آذر 1386 ساعت 8:41 بعد از ظهر
تنها عامل عزت وسیادت اتحاد است
مطلب ششم: تنها عامل عزّت و سيادت، اتّحاد است مفصلترين خطبه در اين زمينه، «خطبه قاصعه» است، و حضرت امير (ع) در آن خطبه به اندازه چهار صفحه صحبت ميكند و مىفرمايد: اى مردم در تاريخ گذشتگان فكر كنيد و ببينيد عامل عزّت و سيادت و شكست و زبونى آنها چه بود وقتى فكر كنيد در خواهيد يافت كه آنها زمانى عزّت و سيادت داشتند كه همدل و يگانه و متّفق بودند، و زمانى به خوارى و ذلّت و سقوط گرائيدند كه تفرّق و جدائى و تشتّت بين آنها بوجود آمد. سپس آن حضرت از گذشتگان امت پيامبران مثال مىزند: اولا إسماعيل و يعقوب و اسحق، زمانى عزيز و آقا بودند كه با هم متحد بودند امّا بمحض جدائى و تفرقه، ذليل شدند و بعد خود عرب را مثال مىزند: قبل از ظهور اسلام، ببينيد شما عربها چگونه اسير دست اكاسره و قياصره، دو ابر قدرت آن روز كه با هم متّحد شده بودند بوديد، و شما را از وطن خودتان بيرون كرده بودند، و در كوهسارها و جاهائى كه نه علفى مىرويد جا داده بودند. استراحتى نداشتيد، همنشين با شتر بوديد، از پشم او براى خودتان لباس مىساختيد. هم غذايتان بود هم مركبتان. امّا وقتى رسول خدا آمد، زير لواى اسلام متّحد شديد و به چه عزّت و سعادتى رسيديد و كسانى كه سابقا حاكم بر شما بودند، محكوم شما شدند وقتى كه اين خطبه را مطالعه مىكردم دلم مىخواست جملهاى را پيدا كنم كه بگويد عامل عزّت تنها اتّحاد نيست، بلكه دين و عقيده هم در آن دخالت دارد ولى هر چه فكر كردم، ديدم نه امير المؤمنين (ع) اين گونه مىفرمايد كه: اگر متّحد شوند به عزّت مىرسند اگر چه كافر و مشرك باشند، و اگر متفرّق باشند بدون شك ذليل مىشوند. اكنون چند جمله از اين خطبه شريف را مىخوانيم: «فإذا تفكّرتم في تفاوت حاليهم فالزموا كلّ أمر لزمت العزّة به شأنهم و زاحت الأعداء له عنهم، و مدّت العافية فيه عليهم، و انقادت النّعمة له معهم، و وصلت الكرامة عليه حبلهم: من الاجتناب للفرقة و اللزّوم للالفة و التّحاضّ عليها و التّواصي بها » (نه تنها الفت داشتند، بلكه يكديگر را به الفت و مهربانى و اتّحاد، سفارش مىكردند) «فانظروا كيف كانوا حيث كانت الأملاء مجتمعة و الأهواء مؤتلفة...» تا آنجا كه مىفرمايد: «بنعمه لا يعرف أحد من المخلوقين لها قيمة لأنّها أرجح من كلّ ثمن و أجلّ من كلّ خطر » گمان نميكنم امير المؤمنين در اينجا مبالغه فرموده باشد (كه احدى از مخلوقين، نعمت اتّحاد را نمىشناسد و قدرش را نمىداند) و يا عامّى باشد كه قابل استثنا باشد، بلكه واقعيّت را فرموده است. مطلب هفتم: كيفر تفرقه انداز امير المؤمنين در نهج البلاغه مىفرمايد: «و الزموا السّواد الأعظم فانّ يد اللّه على الجماعة، فإنّ الشّاذّ من النّاس للشّيطان كما أنّ الشّاذّ من الغنم للذّئب ألا من دعا إلى هذا الشّعار فاقتلوه و لو كان تحت عمامتي هذه» مىفرمايد: همراه جماعت باشيد كه خدا بالاى سر جماعت است، و از افتراق و جدائى بپرهيزيد، براى اين كه هر گوسفندى كه از گله جدا شود طعمه گرگ مىشود. كسى هم كه از جماعت و از سواد اعظم جدا بشود، نصيب شيطان مىشود. (در انقلاب اسلامى هم ديديم اشخاصى بودند اين سخن امير المؤمنين عليه السلام را نشنيدند و با 36 مليون جمعيت و تظاهرات همراه نشدند، در نماز جمعه نيامدند، كنار نشستند و جدا فكر كردند و نتيجه اين شد كه شيطان آنها را گرفت و طعمه گرگ شدند و اكنون يا در زندان هستند يا جاى ديگر و با خود مىگويند: اى كاش سخن امير (ع) را شنيده بوديم.) و در آخر مىفرمايد: هر كه شعار تفرقه بدهد يا از سخنش بوى تفرقه بيايد، او را بكشيد حتّى اگر گوينده تفرقه زير عمامه من باشد يعنى ولو من باشم، اگر ثابت كرديد كه شعار تفرقه دادم، مانند شعار تفرقهاى كه خوارج دادند، حق داريد مرابكشيد البته روشن است كه تشخيص شعار تفرقه با فقيه عادل و مجتهد است. ادامه دارد.. |+| نوشته شده توسط z.j در پنجشنبه بیست و دوم آذر 1386 ساعت 8:39 بعد از ظهر
مطلب سوّم: خداوند به هيچكس در نتيجه اختلاف خير و سعادتى نمىدهد «و انّ اللّه سبحانه لم يعط أحدا بفرقة خيرا ممّن مضى و لا ممّن بقى » توضيحا عرض ميكنم: هر انسان عاقلى كارى را كه انجام مىدهد، بدون استثنا براى جلب خير است. امير المؤمنين عليه السلام مىفرمايد: هر كس كه با ديگرى رشته محبّت و الفتى دارد زمانى كه مىخواهد اين رشته الفت را ببرد، پيش خودش خيال ميكند به خير و صلاح اوست امّا اشتباه ميكند. حال چه به عنوان بريدن از فاميل يا از دوست باشد، چه به عنوان شيعه و سنّى، زيدى و إسماعيلى و... هيچكس با تفرقه چه در گذشته و چه در آينده بجائى نمىرسد. در جاى ديگر مىفرمايد: «و من يقبض يده عن عشيرته فإنّما تقبض منه عنهم يد واحدة و تقبض منهم عنه أيد كثيرة» كسى كه در ميان فاميلى است كه مثلا صد نفر ميشوند اگر دست نيكى و تعاون بسوى آنها دراز كند از طرف آنها صد دست بسوى او دراز مىشود. ليكن يكى داده و صد تا گرفته و آن كسى كه از فاميلش ببرد يا مثلا شيعه و سنى از هم ببرند، خود را از منفعت زيادى كه بايد از طرف مقابل به ايشان برسد، محروم كردهاند. مطلب چهارم: اتّحاد با كراهت از اختلاف با رضايت بهتر است امير المؤمنين (ع) مىفرمايد: «فإيّاكم و التّلوّن في دين اللّه فإنّ جماعة فيما تكرهون من الحقّ خير من فرقة فيما تحسبون من البّاطل» اگر مىخواهى از رفيقت، دوستت و همكيشت ببرى، و خوشحال مىشوى كهاز او جدا شوى (روى حسابهاى غلطى كه براى خودت كردهاى) با وجود اين كه راضى نيستى اين كار را نكن و همبستگى و محبّت و الفت را ادامه بده. اين كار بهتر است از اين كه از او بريده شوى و خوشدل باشى و بروى كنارى بنشينى مطلب پنجم: براى توجيه اختلاف نبايد قرآن را توجيه كرد و إنّه سياتي عليكم من بعدي زمان ليس فيه شيء أخفى من الحقّ، و لا أظهر من الباطل... فاجتمع القوم على الفرقة و افترقوا عن الجماعة كأنّهم أئمة الكتاب و ليس الكتاب إمامهم» از حوادثى كه بعد از من براى مردم پيش مىآيد اينست كه مردم طورى هستند كه حق در بين آنها پنهان و باطل آشكار است... (تا به اينجا مىرسد كه) مردم همگى اتّحاد ميكنند بر اختلاف بر اين كه از هم جدا بشوند، از جماعت ببرند، مثل اينست كه اينها پيشواى قرآن هستند نه قرآن پيشواى آنها نكته دقيقى كه حضرت اشاره مىفرمايد اينست كه: شما كه قرآن را قبول داريد و آنرا كلام خدا مىدانيد و به آن استناد مىكنيد، پس چرا از اين آيات درس نمىگيريد كه: «وَ اعْتَصِمُوا بِحَبْلِ اللَّهِ جَمِيعاً وَ لا تَفَرَّقُوا»، «وَ لا تَنازَعُوا فَتَفْشَلُوا وَ تَذْهَبَ رِيحُكُمْ»، «إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ إِخْوَةٌ»، « إِنَّ هذِهِ أُمَّتُكُمْ أُمَّةً واحِدَةً»، «وَ اعْتَصِمُوا بِحَبْلِ اللَّهِ جَمِيعاً »، «لَوْ أَنْفَقْتَ ما فِي الْأَرْضِ جَمِيعاً ما أَلَّفْتَ بَيْنَ قُلُوبِهِمْ وَ لكِنَّ اللَّهَ أَلَّفَ بَيْنَهُمْ إِنَّهُ عَزِيزٌ حَكِيمٌ»... پس چطور شده از همين قرآن كه سند معتبرى نزد شماست، اختلاف و جدائى و تفرقه به دست مىآوريد ذهنتان را صاف كنيد و در برابر اين آينه مصفّى قرار دهيد، نه اين كه مثل خوارج محتويات مغزى خودتان را اصل قرار دهيد و بر قرآن تحميل كنيد كه آنها آيه «إِنِ الْحُكْمُ إِلَّا لِلَّهِ» را گرفتند و آن بلوا و آشوب و اختلاف را بين مسلمين راه انداختند. امير المؤمنين عليه السّلام مىفرمايد: «به قرآن بنگريد و متحد باشيد . سيد جواد مصطفوي ادامه دارد... |+| نوشته شده توسط z.j در پنجشنبه بیست و دوم آذر 1386 ساعت 8:33 بعد از ظهر
وحدت در نهج البلاغه
وحدت در نهج البلاغه
موضوع «وحدت و برادرى» در موارد بسيارى از نهج البلاغه مطرح شده و اين موضوع در ده بعد و جهت در نهج البلاغه ذكر شده است كه عبارتند از: 1- بزرگترين نتيجه و دستاورد نبوّت و رسالت پيغمبر (ص)، اتحاد بين مردمى كه متفرّق و متشتّت بودهاند، معرفى گشته است. - 2 تعيين جانشين براى پيغمبر، بخاطر ادامه همان وحدت و الفت بين مسلمين بوده است. 3 --خداوند به مردمى كه با يكديگر اختلاف دارند، هيچگونه خير و سعادتى نمىدهد. 4 --اتحاد با كراهت، بهتر از اختلاف با رضايت است. --5 براى توجيه اختلاف نبايد قرآن را توجيه كرد. 6 --تنها عامل عزّت و سيادت مردم، اتحاد و اتفاق است. 7 --كيفر تفرقه انداز چيست --8 عوامل اتّحاد كدامست 9 --عوامل اختلاف چيست 10 ---سيره و اخلاق على (عليه السلام) در زمان حكومتش از بعد اتّحاد بين مسلمين چه بوده است . امّا «مطلب اوّل»: امير المؤمنين عليه السّلام در سه مورد از نهج البلاغه، بزرگترين دستاورد نبوت را ايجاد اتّحاد بيان ميكند. پيغمبر اكرم (صلّى اللّه عليه و آله و سلّم) بيست و سه سال در ميان مردم زندگى ميكند، جنگ ميكند، تبليغ ميكند، زجر و شكنجه مىبيند و سرانجام مكتبى را كه كاملترين مكتب از لحاظ اقتصادى، سياسى، اجتماعى و قضائى و همه ابعاد زندگى انسان تا قيامت است تأسيس ميكند و از بركات اين مكتب يكى اتّحاد است كه برقرار مىفرمايد. امير المؤمنين (عليه السّلام) مىفرمايند: «قد صرفت نحوه افئدة الأبرار و ثنيت إليه أزمّة الأبصار، دفن اللّه به الضّغائن و أطفأ به النّوائر، ألّف به إخوانا» بعد از اين كه پيغمبر اكرم (ص) دعوت خويش را اظهار كرد، دلهاى نيكان و پاكان متوجّه او گشت، عنان ديدهها بسوى او كشيده شد و خداوند متعال به بركت وجود او كينهها را دفن نموده و شعلههاى عداوت را كه در سينهها بود فرو نشاند و مردم را با اخوّت و برادرى بهم الفت داد. و نيز مىفرمايد: «فصدع بما أمر به و بلّغ رسالات ربّه فلمّ اللّه به الصّدع و رتق به الفتق و ألفّ بهالشّمل بين ذوي الأرحام بعد العداوة الواغرة في الصّدور و الضّغائن القادحة في القلوب» پيغمبر براى انجام فرمان خدا قيام كرد، رسالت پروردگارش را ابلاغ نمود. خدا بوسيله او گسيختگىها را التيام داد، فاصلهها را پيوستگى بخشيد و بين خودشان يگانگى برقرار ساخت... و نيز به همين مضامين مطالبى را فرموده كه در اينجا متن آنرا نقل ميكنم: «إلى أن بعث اللّه سبحانه محمّداً رسول اللّه (ص) لإنجاز عدته و تمام نبوّته، مأخوذاً على النّبيين ميثاقه، مشهورة سماته، كريما ميلاده، و أهل الأرض يومئذ ملل متفرقّة و أهواء منتشرة، و طرائق متشتّتةٌ، بين مشبّه للّه بخلقه، أو ملحد في اسمه، أو مشير إلى غيره، فهداهم به من الضّلالة، و أنقذهم بمكانه من الجهالة» بطور خلاصه حضرت اشاره مىفرمايد كه خداوند به بركت وجود پيغمبر، مردم را از آن ضلالتى كه داشتند و مختلف و متشتّت بودند، رهانيد. مطلب دوّم: كه تعيين جانشينى پيامبر هم بخاطر ادامه الفت و محبت بوده است، مىفرمايد: «و أعظم ما افترض «سبحانه» من تلك الحقوق حقّ الوالي على الرّعية و حقّ الرّعية على الوالي فجعلها نظاما لالفتهم و عزّا لدينهم» بين مردم خداوند متعال حقوقى معيّن فرموده و بزرگترين اين حقوق حقوقى است كه بين والى و رعيّت است و اين حقوق بايد رعايت بشود تا رشته الفت باقى بماند. در جاى ديگر مىفرمايد: مردم حاكم مىخواهند. چه نيكوكار باشد و چه فاجر. «لا بدّ للناس من أمير برّ أو فاجر، يعمل فى إمرته المؤمن و يستمتع فيها الكافر سيد جواد مصطفوي ادامه دارد... |+| نوشته شده توسط z.j در یکشنبه هجدهم آذر 1386 ساعت 8:0 بعد از ظهر
همبستگي ملي در نهج البلاغه
3- با مشارکت عمومي مسائل حکومت از جمله جنگ را بايد اداره نمود. تفرقه مقدمه فتنه است.
در امت اسلام هيچ کس حريص تر از من نسبت به وحدت و همبستگي امت اسلامي نيست. من در اين کار پاداش نيک و سرانجام شايسته را از خدا طلب مي کنم.
پيامبر اسلام آنچه را که به او ابلاغ شد آشکار کرد و پيام هاي پروردگارش را رساند.
حجت الاسلام و المسلمين احمد اميد [5] (خطبه 25، 2) [6] (خطبه 231) [7] خطبه 192، 98 تا 101) [8] (نامه 53،38) [9] حکمت 50) |+| نوشته شده توسط z.j در جمعه دوم آذر 1386 ساعت 9:58 قبل از ظهر
|