تبليغاتX

پروانه ها می نویسند
پروانه ها می نویسند
عوامل اتحاد و عوامل اختلاف

 

 

مطلب هشتم و نهم: عوامل اتّحاد و عوامل اختلاف.

 

قبل از ورود در نهج البلاغه براى اين بحث بايد توضيحى عرض نمايم:

احكام اجتماعى اسلام در مواردى كه دو نفر يا بيشتر با هم رابطه دارند، دستورهائى را بشكل امور وجوب و استحباب و يا حرمت و كراهت بيان فرموده است (و فرقى نمى‏كند كه مثلا بين همسايه با همسايه باشد يا گروهى با گروه ديگر) كه نتيجه اين دستورها اتحاد، الفت و برادرى بين آحاد مختلف مردم مى‏شود. در اينجا فقط فهرست‏وار، مقدارى از اين دستورات و آداب را ذكر ميكنم: نماز جمعه و جماعت (فكر كنيد كه چقدر در ايجاد الفت مؤثر است)، سلام كردن، مصافحه و معانقه، تبسّم، ادخال سرور (اينها با همين عنوان در صحاح اهل سنت و كتب اربعه شيعه موجود است و براى هر يك حدود ده الى بيست روايت از پيغمبر و ائمه نقل شده است)، مشاوره كردن، نصيحت، تعاون، اصلاح ذات البين، نظافت (كه 1800 روايت در كتاب اوّل و دوّم وسائل راجع به نظافت مو و دندان و ناخن و حمّام رفتن و چگونه نگهداشتن لباس داريم)، امانت، عدالت، صداقت، مواسات، ترحّم، احسان به والدين، صله رحم، مراعات حقّ همسايه و هم صحبت، نوازش ايتام، ضيافت، قضاى حوائج مؤمنين، حسن معاشرت، مطايبه و مزاح، بدرقه و استقبال مسافر رفتن، هديه و سوغات بردن، عيادت مريض، تشييع جنازه، مصيبت ديده را تسليت گفتن، كظم غيظ، زكات، انفاق، دعا كردن براى مؤمنين، پرسيدن اسم رفيقى كه تا حال نديده‏ايد، تأخير سفر تا سه روز بخاطر مريض شدن همسفر، چوب و سنگ را از سر راه مسلمين برداشتن و كنار گذاشتن، رفيق خود را به بهترين نام خواندن.

اينها و دهها مانند آن از امورى است كه اسلام نسبت به آن امر كرده است.

امّا امور منهيّه، (دقت كنيد): نهى از گمان بد، تجسّس، دروغ، غيبت (ارتباط اينها را در ايجاد اختلاف‏مى‏توانيد خودتان فكر كنيد)، تكبّر، خودخواهى، تحقير، استخفاف، شماتت، قطع رحم، عاقّ والدين، سخن چينى، خدعه، تزوير، كم فروشى، احتكار، طمع، ريا، نفاق، كينه توزى، در گوشى صحبت كردن در برابر ديگران، خلف وعده، تعصب بيجا و دهها عنوان ديگر.

امّا از ديدگاه نهج البلاغه:

 يكى از مطالبى كه خود عامل اختلاف است، مطرح كردن مطالب اختلافى است نام بردن از اشخاصى است كه سابق بوده‏اند و مرده‏اند و حساب آنها با خداست. «خطبه شقشقيه» را در نظر آوريد. امير المؤمنين (عليه السلام) در چند جمله، متن تاريخ را بيان ميكند. گله و شكايت ميكند از كسانى كه از ابتدا نسبت به اسلام و مسلمين كم لطفى كردند. در بين سخنرانى يك نفر برمى‏خيزد و نامه‏اى بدست امير المؤمنين (عليه السلام) مى‏دهد. حضرت مشغول خواندن نامه شده و از سخن منصرف مى‏شوند.

ابن عباس برخاسته تمنا ميكند كه سخن را ادامه دهيد. حضرت مى‏فرمايند: «شقشقة هدرت ثمّ قرّت» چند كلمه بر خلاف سبك و روش هميشگى سخن گفتم، ديگر تعقيب مكن. در باره عثمان بن عفّان، قضاوتى ميكند و حتى قاتلينش را مجرم و گناهكار ميداند و مى‏فرمايد:

 «استأثر فأساء الأثرة، و جزعتم فأسأتم الجزع و للّه حكم واقع فى المستاثر و الجازع»  روز قيامتى هست كه خدا بين عثمان و قاتلين او حكم ميكند. شما بهشت و دوزخ آنها را معيّن نكنيد.

 

در باره عايشه قضاوتى مى‏فرمايد و در آخر اضافه ميكند: «و لها بعد حرمتها الأولى و الحساب على اللّه»  بهر حال بعد از همه حرفها، فراموش نميكنم كه او چند سالى همسر پيامبر بوده است (و بعد با كمال احترام او را فرستاد) و حسابش با خداست. شما بهشت و دوزخ او را معيّن نكنيد

 

 از اين روشنتر خطبه‏اى است كه حضرت در پاسخ فردى كه مى‏گويد: با وجود اين كه شما استحقاقتان براى خلافت بيشتر بود چرا شما را عقب زدند مى‏فرمايد: تو عنان زبان از كف داده‏اى سؤال بيجا ميكنى، حالا وقت اين سؤال نيست وقت جنگ صفّين است، امّا چون سؤال كردى برايت مى‏گويم: خلافت چيزى است كه همه دوستش دارند. يك عدّه بخل ورزيدند، عده‏اى سخاوت كردند، عده‏اى هم گفتند نمى‏خواهيم، و در آخر مى‏فرمايد: «و الحكم للّه و المعود إليه يوم القيمة»  روز قيامتى هست و تو بفكر آنجا باش. امروز سخن از جنگ صفّين است. در اين باره صحبت كن، نه موضوعى كه سى و پنج سال پيش بوده است. اين خطبه كوتاه را لازم است مراجعه نمائيد.

به عقيده من اگر امروز امير المؤمنين (ع) تشريف بياورند در ميان ما، و ما از ايشان سؤال كنيم قضيه جنگ شما در صفّين چه بود، مى‏فرمايد: آن قضيه گذشت، خداوند در روز قيامت به حسابها رسيدگى ميكند. آنچه كه امروز مهم است، موضوع روز شما يعنى ذلّت مسلمين بعد از عزّتشان است، خيانتها و جنايتهاى عده‏اى صهيونيست و اخراج مسلمين از كشورشان است، شما نشسته‏ايد و نگاه مى‏كنيدشما كه بهترين منابع ثروت را داريد، بهترين مراكز سوق الجيشى مثل كانال سوئز، باب المندب، تنگه داردانل، مالاكار، هرمز و جبل الطّارق را داريد، بهترين كتاب يعنى قرآن را داريد، روح زندگى در دست شماست. چرا بايد ذليل باشيد من از آن جواب امير المؤمنين عليه السّلام اين طور مى‏فهمم كه به قضيّه روز خود بپردازيد.

به اين فكر باشيد كه يك عده در رياض مى‏نشينند و كارشان اختلاف اندازى بين شيعه و سنى است. اين را كوچك نگيريد. آنها شيطان مجسّم هستند. پنجاه سال درس شيطنت سياى آمريكا را خوانده‏اند، و حالا مى‏بينند منافع آمريكا اين طور حفظ مى‏شود. امّا آن رحمت مجسّم خدا كه در جماران نشسته يعنى حضرت آية اللّه العظمى امام خمينى (مدّ ظلّه العالى)، بارها به اتّحاد توصيه فرموده‏اند. اتّحاد بين دانشگاه و فيضيّه، بين ارگانها و نهادها، و بين همه اقشار مردم. اين مسئله را هم نبايد به سادگى از كنارش گذشت.

من فكر ميكنم از زمانى كه نوجوان بوده، اوضاع تأسّف بار مسلمين را مى‏ديده و غصّه مى‏خورده و بعد از هفتاد سال فكر، به اين نتيجه رسيده كه عامل عزّت مسلمين اتّحاد است. لذا مى‏فرمايد: «اگر اتّحاد داشته باشيد هيچ صدمه و آزارى بشما نمى‏رسد و آمريكا نمى‏تواند هيچ غلطى بكند »

 

مطلب دهم: در مورد سيره و اخلاق على (ع) در زمان حكومت حضرت

 

از بعد اتّحاد بين مسلمين. از آنجا كه بررسى و بحث بيشتر مى‏خواهد در گنجايش اين مقال نيست و نياز به فرصت ديگرى دارد.

خدايا، به ما نعمتهاى بسيارى عطا كردى، از جمله رهبرى روشندل و دورنگر و بصير و اين كه طاغوتيان را از كشورمان بيرون كرديم، اكنون همان بيدارى و اتّحاد را به جميع مسلمين دنيا عطا بفرما.

                                                                                                            آمين يا ربّ العالمين‏

 

 

 

                                                                                               سيد جواد مصطفوي

                                                                                                                     ادامه دارد..

 

|+| نوشته شده توسط z.j در پنجشنبه بیست و دوم آذر 1386 ساعت 8:41 بعد از ظهر |