![]() با رالها هر که خواند داخل این وبلاگ را ازدر رحمت بپوشان بر عیبهایش بهترین جامه را داخل این وبلاگ نباشد جز فرج هیچ خبری بارالها توخود کاری بکن تا کند این متنها در دلها اثری
پست الکترونیک آرشیو مطالب آرشیو مطالب
مهر 1388
شهریور 1388 اسفند 1387 بهمن 1387 دی 1387 آذر 1387 آذر 1386 آبان 1386 مهر 1386 شهریور 1386 مرداد 1386 خرداد 1386 فروردین 1386 اسفند 1385 بهمن 1385 دی 1385 آرشیو موضوعی
یوسف زهرا
راز گنج پنهان دعای فرج گفتگوئی در لحظاتی ناب انتظار باید کشید اعتقادبه وجود مصلح جهانی او می آید شرط آن همت ماست اتحاد ملی وانسجام اسلامی عوامل اتحاد وعوامل اختلاف تنها عامل عزت وسیادت اتحاد است وحدت در نهج البلاغه محمد (ص) زنده وجاوید خواهد ماند آیین پیامبر اسلام قبل از بعثت پیامبر وشرایع پیشین پیامبر والهام غیبی امام حسین ونماز ظهر عاشورا کیفیت عطش و تشنگی در کربلا فلسفه عزاداری بر امام حسین(ع) انس با مام حسین (ع) در مقابل انس با دنیا عربت های عاشورا آثار و نتایج نهضت عاشورا سفارش علامه امینی بر مداومت زیارت عاشورا شهید حاج همت شهید مهدی باکری سفر به سرزمینی از جنس نور کمربندهاتان را ببندید آب به رنگ خاک راز ونیاز با معبود منطق شهید با بچه های تفحص اشعاری از امام حسین (ع) یاد کنیم شهدا را با ذکر صلوات قدس منتظر باش ما می آئیم سفر سرب شهید سید مرتضی آوینی دارا و سارا انتفاضه الاقصی دلایل جنگی یهود با فلسطین علی (ع) و نقش او در ایجاد وحدت مبادا صبرت تمام شود علت سرگردانی انسان امروز عدل و عدالت خیر در برقراری اتحاد آثار وبرکات زیارت عاشورا انفجار نور امام خمينى در كلام شهيدان امام خمينى از نگاه انديشمندان خارجى ابعاد شخصیتی امام رضا(علیه السلام) ويژه نامه رحلت پيامبراسلام ص وشهادت امام حسن ع به سوی دفاع از خریم ولایت رای می دهم جستجو
پیوندها
گل رز
مدرسه علمیه حجت(عج) موعود رئیس جمهور وقت دانلود کردن نرم افزار کارت پستال وارسال آن امام علی (ع) کجائید ای شهیدان خدائی یارم منتظره اسلام ناب 8آذر استاذنا دیار رنج مجتمع آموزش علوم اسلامی کوثر :: قالب ساز :: پیوندهای روزانه
آمار وبلاگ
افراد آنلاين:
تعداد بازديدها: RSS
|
پروانه ها می نویسند
تنها عامل عزت وسیادت اتحاد است
مطلب ششم: تنها عامل عزّت و سيادت، اتّحاد است مفصلترين خطبه در اين زمينه، «خطبه قاصعه» است، و حضرت امير (ع) در آن خطبه به اندازه چهار صفحه صحبت ميكند و مىفرمايد: اى مردم در تاريخ گذشتگان فكر كنيد و ببينيد عامل عزّت و سيادت و شكست و زبونى آنها چه بود وقتى فكر كنيد در خواهيد يافت كه آنها زمانى عزّت و سيادت داشتند كه همدل و يگانه و متّفق بودند، و زمانى به خوارى و ذلّت و سقوط گرائيدند كه تفرّق و جدائى و تشتّت بين آنها بوجود آمد. سپس آن حضرت از گذشتگان امت پيامبران مثال مىزند: اولا إسماعيل و يعقوب و اسحق، زمانى عزيز و آقا بودند كه با هم متحد بودند امّا بمحض جدائى و تفرقه، ذليل شدند و بعد خود عرب را مثال مىزند: قبل از ظهور اسلام، ببينيد شما عربها چگونه اسير دست اكاسره و قياصره، دو ابر قدرت آن روز كه با هم متّحد شده بودند بوديد، و شما را از وطن خودتان بيرون كرده بودند، و در كوهسارها و جاهائى كه نه علفى مىرويد جا داده بودند. استراحتى نداشتيد، همنشين با شتر بوديد، از پشم او براى خودتان لباس مىساختيد. هم غذايتان بود هم مركبتان. امّا وقتى رسول خدا آمد، زير لواى اسلام متّحد شديد و به چه عزّت و سعادتى رسيديد و كسانى كه سابقا حاكم بر شما بودند، محكوم شما شدند وقتى كه اين خطبه را مطالعه مىكردم دلم مىخواست جملهاى را پيدا كنم كه بگويد عامل عزّت تنها اتّحاد نيست، بلكه دين و عقيده هم در آن دخالت دارد ولى هر چه فكر كردم، ديدم نه امير المؤمنين (ع) اين گونه مىفرمايد كه: اگر متّحد شوند به عزّت مىرسند اگر چه كافر و مشرك باشند، و اگر متفرّق باشند بدون شك ذليل مىشوند. اكنون چند جمله از اين خطبه شريف را مىخوانيم: «فإذا تفكّرتم في تفاوت حاليهم فالزموا كلّ أمر لزمت العزّة به شأنهم و زاحت الأعداء له عنهم، و مدّت العافية فيه عليهم، و انقادت النّعمة له معهم، و وصلت الكرامة عليه حبلهم: من الاجتناب للفرقة و اللزّوم للالفة و التّحاضّ عليها و التّواصي بها » (نه تنها الفت داشتند، بلكه يكديگر را به الفت و مهربانى و اتّحاد، سفارش مىكردند) «فانظروا كيف كانوا حيث كانت الأملاء مجتمعة و الأهواء مؤتلفة...» تا آنجا كه مىفرمايد: «بنعمه لا يعرف أحد من المخلوقين لها قيمة لأنّها أرجح من كلّ ثمن و أجلّ من كلّ خطر » گمان نميكنم امير المؤمنين در اينجا مبالغه فرموده باشد (كه احدى از مخلوقين، نعمت اتّحاد را نمىشناسد و قدرش را نمىداند) و يا عامّى باشد كه قابل استثنا باشد، بلكه واقعيّت را فرموده است. مطلب هفتم: كيفر تفرقه انداز امير المؤمنين در نهج البلاغه مىفرمايد: «و الزموا السّواد الأعظم فانّ يد اللّه على الجماعة، فإنّ الشّاذّ من النّاس للشّيطان كما أنّ الشّاذّ من الغنم للذّئب ألا من دعا إلى هذا الشّعار فاقتلوه و لو كان تحت عمامتي هذه» مىفرمايد: همراه جماعت باشيد كه خدا بالاى سر جماعت است، و از افتراق و جدائى بپرهيزيد، براى اين كه هر گوسفندى كه از گله جدا شود طعمه گرگ مىشود. كسى هم كه از جماعت و از سواد اعظم جدا بشود، نصيب شيطان مىشود. (در انقلاب اسلامى هم ديديم اشخاصى بودند اين سخن امير المؤمنين عليه السلام را نشنيدند و با 36 مليون جمعيت و تظاهرات همراه نشدند، در نماز جمعه نيامدند، كنار نشستند و جدا فكر كردند و نتيجه اين شد كه شيطان آنها را گرفت و طعمه گرگ شدند و اكنون يا در زندان هستند يا جاى ديگر و با خود مىگويند: اى كاش سخن امير (ع) را شنيده بوديم.) و در آخر مىفرمايد: هر كه شعار تفرقه بدهد يا از سخنش بوى تفرقه بيايد، او را بكشيد حتّى اگر گوينده تفرقه زير عمامه من باشد يعنى ولو من باشم، اگر ثابت كرديد كه شعار تفرقه دادم، مانند شعار تفرقهاى كه خوارج دادند، حق داريد مرابكشيد البته روشن است كه تشخيص شعار تفرقه با فقيه عادل و مجتهد است. ادامه دارد.. |+| نوشته شده توسط z.j در پنجشنبه بیست و دوم آذر 1386 ساعت 8:39 بعد از ظهر
|