تبليغاتX

پروانه ها می نویسند
پروانه ها می نویسند
آيين پيامبر اسلام قبل از بعثت

 

آيين پيامبر اسلام قبل از بعثت

 

 

 

بحث آيين نياكان پيامبر اسلام (ص) ما را به وضع بيت هاشمى و ايمان اصيل سران و بزرگان آن هدايت مى‏كند و اين جريان مى‏تواند روشنگر ايمان خود پيامبر پيش از بعثت باشد، زيرا خانواده‏اى كه در آن درخت توحيد بارور گردد، و بزرگان آن از آئين فطرت، و توحيد ابراهيمى پيروى كنند، طبعاً مفخره آل نيز ازنخستين روزها بر همين مسير خواهد بود البته اين يك استنباط شخصى است و دلائل محكم و استوار تاريخى آن را به روشنى تأييد مى‏كند اينك دلائل ايمان پيامبر اسلام (ص) قبل از بعثت:


1- پيامبر گرامى پنج سال از دوران كودكى خود را، در صحرا در ميان قبيله «بنى سعد» گذراند، دايه او حليمه مى‏گويد: محمد سه ساله بود كه به من گفت چرا برادران خود را در روز نمى‏بينم؟ گفتم: آنهاروزها گوسفندان را براى چرا به خارج از آبادى مى‏برند، گفت: من نيز با آنان بيرون مى‏روم گفتم. دوست دارى بيرون بروى؟گفت آرى، فرداى آن روز به هنگام خروج فرزندانم، سرمه در چشمان «محمد» كشيدم، مقدارى روغن بر موى او ماليدم و براى حفظ از گزند در گردن او نخى انداختم كه در آن مهره يمانى بود، او وقتى به اينكار متوجه شد، فوراً به من گفت نه مادر، آرام باش با من كسى هست كه مرا از گزند حفظ مى‏كند. 1


يك چنين سخنى بزرگ از كودكى كه سه سال از عمر او نگذشت است نشانه آنست كه او مربى غيبى دارد كه پيوسته او را با معارف الهى و مكارم اخلاق آشنا مى‏سازد او سخنى را گفت كه بزرگان آن روز از درك آن عاجز بوده و پيوسته در پناه سنگ و گل زندگى مى‏كردند.


2- ابن سعد در طبقات خود نقل مى‏كند در سفرى كه پيامبر (ص) همراه عموى خود به شام رفت، در نيمه راه راهبى به نام «بحيرا» او را ديد و علائم نبوت را در او دريافت، سپس رو به او كرده گفت: تو را به تنهائى به نام «لات و عزى» سوگند مى‏دهم آنچه از تو مى‏پرسم پاسخ بگو، پيامبر پيش از پرسش او به وى گفت: منفورترين چيزها نزد من همين دو بت است كه تو به آن سوگند ياد كردى، در اين موقع «راهب» شيوه سوگند را دگرگون كرد و گفت ترا به خدا سوگند مى‏دهم، از آنچه مى‏پرسم پاسخ بده پيامبر فرمود: هر چه كه مى‏خواهى بپرس. 2

 


 3- باز ابن سعد در طبقات خود مى‏نويسد: روزگارى كه محمد، اداره امور بازرگانى خديجه را پذيرفت و قرار شد كه با اموال او بازرگانى كند«ميسره» غلام خود را ملازم خدمت پيامبر ساخت، وى نقل مى‏كند روزى در شام ميان «محمد» و بازرگان شامى درباره كلائى اختلافى رخ داد بازرگان شامى به «محمد» گفت براى صدق گفتار خود به «لات و عزى» سوگند ياد كن. پيامبر در پاسخ او گفت من هرگز به اين دو سوگند ياد نكرده‏ام تو نيز از اين دو اعراض بنما در اين موقع بارزگان شامى به تصديق پيامبر برخاست و گفت: حق با تو است، آنگاه به «ميسره» گفت: به خدا سوگند، اين مرد پيامبر است. 3

 


4- روشن‏ترين گواه بر ايمان و توحيد او اين است كه در مدت چهل سالى كه پيامبر در ميان مردم زندگى كرد، هرگز ديده نشد كه يك بار بر بتى سجده كند، و يا از خط توحيد كنار برود، بلكه ساليان درازى پيش از بعثت به «غار حرا» مى‏رفت و در آنجا به اعتكاف و عبادت خدا مى‏پرداخت و در همين حالت بود كه امين وحى آمد و او را به نبوت و رسالت بشارت داد.

 


5- اميرمؤمنان (ع) در خطبه «قاصعه» يادآور مى‏شود كه پيامبر گرامى از لحظه‏اى كه از شير گرفته شد، تحت زعامت بزرگ‏ترين فرشته خداوند متعال قرار گرفت كه هدايت و تعليم او را بر عهده داشت چنانكه مى‏فرمايد:


«و لقد قرن الله من لدن ان كان فطيما اعظم تلك من ملائكته يسلك به طريق المكارم و محاسن اخلاق العالم ليله و نهاره 4».


«از روزى كه پيامبر از شير گرفته شد (دو سال خود را به پايان رسانيد) خدا او را با بزرگ‏ترين فرشته همراه ساخت، تا همراه او طرق مكارم اخلاق را بپيمايد، و محاسن اخلاق را بياموزد».


فردى كه تحت تربيت چنين فرشته بزرگ قرار گيرد، و پيوسته با او همراه باشد نه تنها از خط توحيد كنار نمى‏رود، بلكه از گناه و خطأ و جرم و اشتباه به دور مى‏ماند و از هر لغزش عمدى و سهوى مصون و محفوظ خواهد بود.

 

   ادامه مطالب بعد از خواندن یک شعر زیبا در رابطه با پیامبر گرامی اسلام

|+| نوشته شده توسط z.j در یکشنبه دهم دی 1385 ساعت 6:31 قبل از ظهر |