خدایا ! بار الها ، معبودا، معشوقا، مولایم ، من ضعیف و ناتوان دوست دارم چشم هایم را دشمن در اوج دردش در بستان از حدقه در آورد ، دست هایم را در تنگه چزابه قطع کند ، پاهایم را در خونین شهر از بدن جدا سازد و قلبم را در سوسنگرد آماج رگبارهایش کند وسرم را در شلمچه از تن جدا کند تا در کمال فشار وآزار دشمان مکتبم ببینند که اگر چه چشم هایم دستها و پاها وقلب وسینه وسرم را از من گرفته اند اما یک چیز را نتوانسته اند بگیرند وآن ایمان وهدفم است و عشق به الله و معشوقم وبه مطلق جهان هستی و عشق به شهادت و عشق به امام واسلام است خدایا جندالله را که با سوگند به ثارالله در لشکر روح الله برای شکست عدوالله و استقرار حزب الله وزمینه ساز حکومت جهانی بقیت الله است حمایت کن.
خدایا اگر گناهی از من سر زده نه به خاطر مخالفت با تو بوده بلکه از روی جهالت و نادانی بوده است پس این گناهان را به خاطر حسین(ع) بر من ببخشا.
|
+| نوشته شده توسط z.j در دوشنبه هفتم خرداد 1386 ساعت 6:49 قبل از ظهر
|