![]() با رالها هر که خواند داخل این وبلاگ را ازدر رحمت بپوشان بر عیبهایش بهترین جامه را داخل این وبلاگ نباشد جز فرج هیچ خبری بارالها توخود کاری بکن تا کند این متنها در دلها اثری
پست الکترونیک آرشیو مطالب آرشیو مطالب
مهر 1388
شهریور 1388 اسفند 1387 بهمن 1387 دی 1387 آذر 1387 آذر 1386 آبان 1386 مهر 1386 شهریور 1386 مرداد 1386 خرداد 1386 فروردین 1386 اسفند 1385 بهمن 1385 دی 1385 آرشیو موضوعی
یوسف زهرا
راز گنج پنهان دعای فرج گفتگوئی در لحظاتی ناب انتظار باید کشید اعتقادبه وجود مصلح جهانی او می آید شرط آن همت ماست اتحاد ملی وانسجام اسلامی عوامل اتحاد وعوامل اختلاف تنها عامل عزت وسیادت اتحاد است وحدت در نهج البلاغه محمد (ص) زنده وجاوید خواهد ماند آیین پیامبر اسلام قبل از بعثت پیامبر وشرایع پیشین پیامبر والهام غیبی امام حسین ونماز ظهر عاشورا کیفیت عطش و تشنگی در کربلا فلسفه عزاداری بر امام حسین(ع) انس با مام حسین (ع) در مقابل انس با دنیا عربت های عاشورا آثار و نتایج نهضت عاشورا سفارش علامه امینی بر مداومت زیارت عاشورا شهید حاج همت شهید مهدی باکری سفر به سرزمینی از جنس نور کمربندهاتان را ببندید آب به رنگ خاک راز ونیاز با معبود منطق شهید با بچه های تفحص اشعاری از امام حسین (ع) یاد کنیم شهدا را با ذکر صلوات قدس منتظر باش ما می آئیم سفر سرب شهید سید مرتضی آوینی دارا و سارا انتفاضه الاقصی دلایل جنگی یهود با فلسطین علی (ع) و نقش او در ایجاد وحدت مبادا صبرت تمام شود علت سرگردانی انسان امروز عدل و عدالت خیر در برقراری اتحاد آثار وبرکات زیارت عاشورا انفجار نور امام خمينى در كلام شهيدان امام خمينى از نگاه انديشمندان خارجى ابعاد شخصیتی امام رضا(علیه السلام) ويژه نامه رحلت پيامبراسلام ص وشهادت امام حسن ع به سوی دفاع از خریم ولایت رای می دهم جستجو
پیوندها
گل رز
مدرسه علمیه حجت(عج) موعود رئیس جمهور وقت دانلود کردن نرم افزار کارت پستال وارسال آن امام علی (ع) کجائید ای شهیدان خدائی یارم منتظره اسلام ناب 8آذر استاذنا دیار رنج مجتمع آموزش علوم اسلامی کوثر :: قالب ساز :: پیوندهای روزانه
آمار وبلاگ
افراد آنلاين:
تعداد بازديدها: RSS
|
پروانه ها می نویسند
سفر سرب باروت با انفجار چاشنی ته پوکه ،آتش گرفت وگاز آن آزاد شد.آتشفشان جهنم درون پوکه،فشنگ را ازجای کند واز جان لوله ی تفنگ M16-A بیرون راند. مرمی سربی فشنگ، به ریل خان های لوله ی تفنگ افتاد و رانده شد. تنگنای لوله ،سرب غلتان را می فشرد و ریل خان ها او را به چرخش جهت می داد. به ناگاه از لوله بیرون شد وبی اختیار ، در آسمان چرخید ورفت. سرب سرخ، بدور خود می چرخید و زوزه کشان هو ا را در می نوردید وبه جلو می تاخت ؛سرعت! نیاز به محاسبه نبود. مسافت ! 10 متر – 100متر- یا...چه اهمیتی داشت !! به ناگاه آن سرب گداخته به هدف رسید؛ پارچه ونسوج آن را پارید. به پوست رسید ،از آن گذشت ،به استخوان سختی برخورد، آن را نیز شکافت ،خیالش راحت شد که از صدر صندوق گذشت : این صدر در طول سال ها، چقدر ضیق وشرح یافته بود! به قلب که رسید آن را گداخت ؛هرچند ،قبلاً بارها سوخته بود وتعدد داغ ها،پیکر آن را خالدار ساخته بود. بوی قلب سوخته برخاست ،اما سرب گداخته نایستاد.گذشت. به پرده ای برخورد کرد،پلک فواد بود.گشوده شد. سرب، در پهنه ی پرتوی از نور چشم آن،قِل خورد. به درون رسید. شدت نور مشعشع آنجا، سرخی آن سرب را همچون حفره ای تاریک می نمایاند :سیاه چاله! به ناگاه توده ی نوری که از آنجا خارج می شد ،از اونیز عبور کرد: دلی بود، که جست .از قفس رست. سرب ،حیران وسرگردان ،سرد شد وگم رفت. توده ی نور، دور و دور و باز هم دور ،رفت تا دور! دوری اما نزدیک . ماند،تاریکی و،نعشی نقش بر زمین وسربی سرد وسفت ،مانده در توده ای گوشت و رگ وپی! قطره ای خون ،برخاک چکید و جارید . نور اما ،به افلاک رهید و پرتوید :که « ولا تحسبن الذین قتلوا فی سبیل الله امواتا ،بل احیاء عند ربهم یرزقون» فکر نکنید کسانی که در راه خدا کشته شده اند مرده اند ،بلکه زنده اند ونزد پروردگارشان روزی می خوردند . |+| نوشته شده توسط z.j در یکشنبه بیست و نهم شهریور 1388 ساعت 6:27 بعد از ظهر
|