تبليغاتX

پروانه ها می نویسند
پروانه ها می نویسند

 

                                     

 

عدل ، نقطه ای است که شاهین ترازو در آن جایگیر می شود تا دو کفه بر خط تساوی مستقر شوند.

 

عدل، نقطه ثقلی است که در آن نقطه، همه پهنای اشیاء به هم می رسند تا بی هیچ اعوجاج وکجی تعادل رابه نمایش بگذارند

 

عدل، خال ثابت میان همه روزها، هفته ها، ماهها وفصلهای سال است ،آنگاه که طول شب و روز یکیست .

 

عدل، نقطه استقرا ر خورشید در وسط آسمان است وقتی که همه سایه ها زیر پا می افتند وشبحها وشبها ناپدید می شوند

 

عدالت،همه معنای خود را از نقطه عدل می یابد چنانکه ظلمت وامدار نقطه ،ظلم است وهمه درهم ریختگیها ،آشوبها ،بحرانها ،تاریکی ،جهل وتباهی

 

هیچ شی ای بی نقطه ،عدل برقرار نمی ماند .هیچ سیاره ای ،هیچ منظومه ای وهیچ کهکشانی ،هیچ انسانی ،جامعه ای ،جمعی وجماعتی .

 

هیچ چیر در عالم استحقاق ماندن نمی یابد الا آن که در نقطه عدل استقرار یافته باشد.چنانکه راز همه ماندگاری همه بودن در این نقطه است.

 

نقطه عدل عین عدل است ظهور عدالت است مسمای اسم عدل است.

در کلامی راز عالم وجود این نقطه ساده است که از فرط وضوح وآشکاری از چشمها نهان مانده است .

 

زمین وزمان در او و با او معنی می یابد چه این نقطه در فرادست همه عوالم ملکی و ملکوتی چون قطبی و میانداری ،توازن وتعادل رابرقرار ساخته است.

 

این نقطه حجت بودن ودوام است دلیل قرار ومدار است.

 

شاید از همین روست که فرموده اند :« اگر حجت نبود زمین اهلش را می بلعید» یا زمین با همه اهلش فرو می رفت وبلعیده می شد.خورشید را از میانه « منظومه شمسی» بردارید تا دریابید که بی شمس تا بنده این منظومه هیچ است وهیچ.

نقطه عدل را رها کنید تا بناگاه شاهد همه درهم ریختگی ،همه ظلم وهمه ظلمت شوید

 

عدالت را ونقطه عدل عالم را جستجو کنید در آن مستقر شوید تا شاهد بزرگ همه آمدنها ورفتنها گردید

وامام زمان ، مهدی موعود ،نقطه عدل عالم ملک و ملکوت وظهور تمام قد عدالت است که بی او هیچ چیز معنی  نیم دهد.وبا او همه چیز مقصد و ماوا می یابد.

 

امام علی (ع) می فرمایند:

 

هنگامی که امام غائب از نسل من از دیده ها پنهان شود مردم خیال می کنند حجت خدا از میان رفته و امامت باطل شده است سوگند به خدای علی در چنین روزی حجت خدا در میان آنهاست ، در کوچه وبازار آنها گام بر می دارد وبرخانه های آنها وارد می شود ،در شرق وغرب جهان رفت وآمد می کند و گفتار مردم را می شوند ،در اجتماعات آنها وارد می شود وبه آنها سلام می کند او مردم را می بیند ولی مردم او را نمی شناسند تا روز معین ووقت مقرر که جبرئیل میان زمین وآسمان ظهور او را اعلام کند .[1]



 - غیبت نعمانی ،ص72 [1]

|+| نوشته شده توسط z.j در یکشنبه هجدهم اسفند 1387 ساعت 6:18 بعد از ظهر |